امین نظری علی آبادی: به اذعان تاریخ گزیده حمدالله مستوفی یکی از طوایف قوم لر جاکی است و یکی از طوایف کوچنده از   جبل السماق  شام می باشد که همراه با طوایفی از قبیل مماسنی , کمانکشی ,  لیراوی ,  بختیاری و۲۰ طایفه دیگردر زمان عباسیان پای به سرزمین سرزمین شولان نهادند. بر اساس آخرین تقسیم بندی قومی کهگیلویه مشتمل بر اقوام سه گانه چهاربنیجه , آغاجاری  و باوی بوده . همچنین جاکی خود مشتمل دو قوم چهار بنیچه و لیراوی بوده. بویراحمد یکی ازاقوام چهارگانه چهاربنیچه شامل(بویراحمد و چرام و نویی و دشمن زیاری) است. و لیراوی خود شامل لیراوی کوه و لیراوی دشت می باشد.

به اذعان تاریخ گزیده حمدالله مستوفی یکی از طوایف قوم لر جاکی است و یکی از طوایف کوچنده از   جبل السماق  شام (کردستان سوریه) می باشد که همراه با طوایفی از قبیل مماسنی , کمانکشی ,  لیراوی ,  بختیاری و۲۰ طایفه دیگردر زمان عباسیان پای به سرزمین سرزمین شولان نهادند. بر اساس آخرین تقسیم بندی قومی کهگیلویه مشتمل بر اقوام سه گانه چهاربنیجه , آغاجاری  و باوی بوده . همچنین جاکی خود مشتمل دو قوم چهار بنیچه و لیراوی بوده. بویراحمد یکی ازاقوام چهارگانه چهاربنیچه شامل(بویراحمد و چرام و نویی و دشمن زیاری) است. و لیراوی خود شامل لیراوی کوه و لیراوی دشت می باشد. آخرین کلانتر چهاربنیچه کریم خان بهادرالسلطنه بویراحمدی بود و در اواخر قاجار توسط برخی از سران قبایل و اقوام خود در محلی به نام نعل اشکنان بویراحمد به قتل رسید. سرزمین بویراحمد دارای دو ناحیه سردسیری و گرمسیری است .ناحیه گرمسیری را بویراحمد گرمسیر و ناحیه سرحدی را بویراحمد سردسیر می گویند. کلانتری و ضابطی این نواحی در اختیار خاندان کی ملک بوده و در زمان محمدطاهرخان بویراحمدی کلانتری ناحیه سردسیری و گرمسیری ازهم جدا گشته و بین فرزندان وی تقسیم گردید. از زمان کی ملک تاکنون خان نشین های برایی و نوئی و کوهمره توسط خاندان وی ضمیمه سرزمین بویراحمد گشته. از نظر تقسیمات سیاسی واقلیمی بویراحمد سردسیر دارای دو ناحیه علیا و سفلی است که بعد از قتل کریم خان بهادرالسلطنه ضابطی این دو منطقه از همدیگر منفک  گردید.بویراحمد علیا در قیومت فرزندان کریم خان و بویراحمد سفلی تحت کنترل فرزندان شکرالله خان ضرغام الدوله (پسر عموی کریم خان) قرار گرفت.

ایلات دیگری قبلا در بویراحمد دارای اقتدار بوده اند از جمله ایل برائی که نسلها است از هم فرو پاشیده و فقط خاطره کمرنگی از آن در اذهان باقی است و اکنون از آن فقط طایفه کوچکی باقی مانده. آخرین کلانتر برائی محمدعلی خان برائی نام داشته که توسط اولاد کی ملک(خوانین نوپای بویراحمد) در اواخر زندیه و اوایل قاجار تضعیف و از قدرت خلع گردید.وی پس از این کشمکها به منطقه فلارد بختیاری پناهنده ودر همانجا وفات یافته و مدفون گردید.

ایل نویی نیز تا اواسط عهد قاجار مقتدرترین ایل کهگیلویه بوده و حدود یک و نیم قرن پیش به سرنوشت ایل برایی دچار شده و مضمحل گشته و طوایف آن ضمیمه سایر ایلات از جمله بویراحمد و دشمن زیاری گردید.ایل نویی در زمان محمد شفیع خان نویی از تیره محمود شاهی در زمان خود در اوج اقتدار بوده. یک آبادی از محمودشاهی ها و اعقاب محمدشفیع خان در زیدون بهبهان زندگی می کنند.

یویراحمد کنونی دارای مردمانی لر زبان  و نژادی مختلط از اقوام کوچنده وبومی است. نام بویراحمد مترادف با دنا است .قله ای رفیع که به صورت طولی از شرق به غرب بر فراز بویراحمد سردسیرامتداد دارد. این سرزمین کوهستانی دارای ارتفاعات  بسیار ی  مانند  ساورز دیل خامی  شورم  ماه پرویز و تامر است.

مردم بویراحمد در قدیم دارای دو نوع زندگی یکجا نشینی و عمدتا عشایری بودند و قسمت هایی از خاک ممسنی باوی و کهگیلویه را بعنوان قشلاق تا کنون در تصرف خود دارند. وسعت یئلاق و قشلاق این مردم از دنا تا حوالی بهبهان و کهگیلویه   گچساران وممسنی  گسترده می شود. و گاها تا کازرون خشت و دشتستان  نیز می رفته اند.بیشترین گستره کوچ مربوط به ایل تیرتاجی(نگین تاجی)است که از محلی بنام گاودانه در دامنه دنا و  آب نهر و دشت  سیب مداب  به لیشتر بزرگ و لیشتر کوچک, پاقلم , دشت گز, خوشاب , چم یگدر, کوه دین ,  دره لا و تنگ دالی در جوارقلعه گلاب و زیدون خوزستان  کوچ می کنند.

اردشیری و عباسی

 از زمان سابق تا کنون دو گروه نژادی وجود داشته که بویراحمد را به دو نژاد عباسی و اردشیری تقسیم می کرده. قبل از اسلام شبانکارگان و شولان از ساکنان باستانی بویراحمد بوده اند. حضورشبانکارگان بعنوان  اسپهبدان پارس در صحرای رون تا سال 430قمری در منابع قابل تشخیص است. تا شکل گیری اتابکان لر شبانکارگان در منطقه  حضور داشته اند.همچنین تا اوایل صفویه شواهدی از حضور آنان در منطقه وجود دارد. بعضی دیگر از طوایف مانند تیرتاجی(نگین تاجی)  وآقایی و سادات و ... دارای نژادی متمایز هستند. طوایف کی گیوی, تامرادی تاس احمدی,  گود سرابی, اولاد علی مومن و... اردشیری بوده و طوایف چیتابی, صالحانی و سارانی و... عباسی  می باشند.گروه قومی اردشیری نژاد خود را به اردشیر بابکان یا شبانکارگان می رسانند. طایفه رئیس که حضور آنها در بخش زیادی از جنوب ایران مشهود است دارای پیوستگی و قرابت نژادی با اردشیریها (شولان و شبانکارگان) می باشد.عباسی ها همان مردم کوچنده از جبل السماق و شامات هستند که به مناسبت ورودشان به این سرزمین در زمان عباسیان, این نام را بر خود گرفتند.  شاید نگین تاجی ها بیشترین سابقه زندگی در این زیست بوم را داشته باشند.طایفه ای معروف به آقایی در بویراحمد سکنی دارد که خود مشتمل بر تیره های چون بابکانی ,زنگوائی ,نرمابی , تلگاهی وآقاعلیرضایی است.نژاد این طایفه کوچنده  از طایفه جغتایی ایل آقاجاری خوزستان (ترکهای افشار) می باشد. نیای این مردم آقا قاسم نام داشته که در دوران زندیه پای به بویراحمد گذارده.

نگین تاجی(تیرتاجی)

 طایفه نگین تاجی که گاها از آن به ایل هم یاد می گردد دارای چهار طایفه اصلی و چهار طایفه فرعی    در بویراحمد و خارج از آن است.صیدالی"اولاد نبی"محمدصادقی " حاجتی  تیره های اصلی و امیر , مادوانی ,دهنویی(حاتم)  و محمودآبادی از تیره های فرعی آن میباشد. انتساب تیره ای به نام یاسیچی(یاسوجی) به تیرتاجی(نگین تاجی) در خوربحث و  تاملی عمیق است.این طایفه بعد از سررود      و شهر یاسوج در شهرستان ممسنی به ویژه منطقه رستم و شهر مصیری دارای بیشترین جمعیت می باشند.

دکتر جواد صفی نژاد استاد برجسته تاریخ و جامعه شناسی در اظهار نظر خود چهار تیره اصلی    (صیدالی-اولادنبی-محمدصادقی-حاجتی)و چهار تیره فرعی(امیر-حاتم-مادوانی-محمودآبادی) را برای   طایفه تیرتاجی ذکر نموده ولی امیرها را میتوان در زمره تیره های اصلی تیرتاجی به حساب آورد چون    با بررسی شجره نامه آنها سابقه سکونت آنها همچون تیره های اصلی است و ثانیا از نظر تژادی سایر تیره های اصلی خصوصا صیدالی ها و اولاد نبی نیز امیر هستند.(رجوع شود به کتاب عشایر مرکزی ایران.دکتر جواد صفی نژاد) 

انتساب عنوان امیر به دلیل ارتباط و پیوستگی نژادی انها با امرای سلسله اتابکان لر بزرگ ساکن در    ایزه و مال میر است که تا اوایل صفویه در ایکه قدرت بودند می باشد.

قرائن و شواهد زیادی در رابطه با مهاجرت این قوم از سرزمین بختیاری(ایزه و مال میر) به کوهستان بویراحمد وجود دارد اما با یک  کنکاش و بررسی دقیقتر در باب اسامی تیرتاجی و نگین تاجی مشخص  می شود که نگین تاجی ها از زمان قبل از اسلام  در بویراحمد زیست داشته و از  اقوام بومی سرزمین بویراحمد هستند. اولین سکونتگاه طایفه تبرتاجی در بویراحمد منطقه ییلاقی زردک است. قبرستان و   سایر آثار به جای مانده از دوران باستان بیانگر هویت تاریخی این قوم است و دارای بیشترین مسیر   کوچ و ایل راه (از دامنه های دنا تا حوالی گچساران و زیدون بهبهان) می باشند. همچنین از قسمتهایی  از مناطق رستم و ممسنی نیز بعنوان قشلاق استفاده می کنند.

..........................................................................................................................

صیدالی مهمترین و بزرگترین تیره  تیرتاجی و دارای بیشترین جمعیت و آبادی می باشد.صیدالی ها در  شهر یاسوج و روستاهای اطراف همچون: بازرنگ (علی آباد- کریم آباد-خلف آباد) - بلکو-شرف آباد- قلات- تنگ سرخ-اکبرآباد-نجف آباد- مازه خریده و زردک و شهرستان رستم شامل:  کوپن علیا و سفلی - گوراب- کراشو وشهر مصیری ـ شهر دوگنبدان و همچنین روستاهای تیرتاج و کلاه سیاه دشمن زیاری ممسنی و بردنگان وآهنگری و ماهور ممسنی ـ عمویی کازرون و بخشی نیز در ایل قشقایی سکونت دارند.بخشی از جمعیت روستای آرند چرام از صیدالی های اصیل(اولاد محمدتقی) می باشند.  چند خانوار نیز در روستای کوخدان سیسخت به سر می برند.

 نیای این مردم صیدال فرزند امیرزالی نام دارد و در قبرستان قدیمی زردک مدفون است.                               عنوان حک شده بر روی سنگ قبر: شیر شیرکش حضرت صیدال

صیدالی  دارای گروه اولاد پسری و اولاد دختری منتسب به امیرصیدال می باشد.

اولادهای محمدتقی , محمدیوسف , محمدعلی  ,محمدحسین,علی باز, زیلاب, سوزی از اعقاب پسری امیر صیدال بوده و به صیدالی خاصه معروف هستند.

محمد تقی فرزند ارشد صیدال بوده و دارای اولاد و اقارب زیادی است که به اولاد محمدتقی معروفند که  در روستاهای سررود بویراحمد - ممسنی و رستم- دوگنبدان وآرند چرام ساکن هستند و مشتمل بر خانواده های:

(نیکنام - نگین تاجی - نظری- رضایی- علیزاده- غلامی- کرمی- شکری-پناهی و رنجبر ) هستند

عمویی (ساکن در خلف آباد یاسوج ـ کوپن سفلی , تنگ سرخ و ... ) - اولاد شیخ علی (معروف به قلعه گچی و ساکن اکبرآباد یاسوج) - اولاد علی(ساکن روستای مازه خریده یاسوج) - اولاد عزیز(ساکن روستای کوپن علیا) - سگولی(ساکن نجف آباد یاسوج و بخشی در کاکان) از اعقاب و اولاد دختری امیر صیدال می باشند که در حال حاضر همگی به صیدالی اشتهار داشته و در جوار هم به زندگی می پردازند.

............................................................................................................................

مرکز اصلی تیره اولاد نبی در روستای چنارستان یاسوج وروستای گرمسیری لیشتردوگنبدان می باشد. چند خانواده در اکبرآباد وسپیدار بویراحمد و گوراب ودهنو رستم و اطراف شهر نور آباد و همچنین در طایفه کشکولی از ایل قشقایی زندگی می کنند. نبی فرزند امیرزالی و برادر صیدال  بوده ونیای مشترک تیره اولاد نبی می باشد.

...........................................................................................................................

حاجتی ها در شرف آباد و دشت سیب مداب دارای آب و خاک بوده و بخشی از آنها نیز درروستای محمود آباد یاسوج و چشمه چناربویراحمد, آبدیگاه باشت و دژسلیمان دوگنبدان ساکن هستند. همچنین دارای یک آبادی درکنار کوه خائیزدهدشت می باشند.

جد مردم این تیره امیر حاجتی (حاجت) نام داشته و بدین سبب به حاجتی تخلص یافته اند و احتمالا با شرونی های ساکن در بویراحمد سفلی و دهدشت دارای ارتباط نژادی و نیای مشترک می باشند.


.............................................................................................................................

محمد صادقی ها در دولت آباد وکاکان یاسوج و روستاهای گوراب – شوسینی و  بابامیدان رستم" جنجان ممسنی" رودبار همایجان از توابع شهرستان سپیدان و کلاه سیاه و تیرتاج دشمن زیاری ممسنی "فسا وبیضاء و کامفیروز فارس و همچنین دهستان خشت کازرون و بخشی نیز در باشت و شهر دوگنبدان زندگی می کنند.  می گویند از کوهن بختیاری به بویراحمد آمده اند. مردم روستای کهین فارس(کوهن) از این تیره هستند.

تیره محمدصادقی به سه اولاد محمدکریم-رمضان و ملاصیدال تقسیم می شود و همگی از اولاد و احفاد محمدصادق می باشند.این تیره دارای چند خانواده وابسته است(خالو و خواهرزا) که در بین آنها زندگی  می کننند.محمد صادقی های ساکن در بیضا و کامفیروز و منطقه همایجان و دشمن زیاری غالبا از اولاد رمضان می باشند.

.............................................................................................................................

امیرها سه اولاد هستند به نامهای (شاپور - فرج - حبیب ) و به ترتیب اولاد در یاسوج امیری (ده یاسیچ) روستای کردلاغری و شرف آبادامیری وبخش زیادی از آنها نیزسابقا به فارس شامل دشمن زیاری ممسنی(روستای کلاه سیاه و تیرتاج) و مناطق کامفیروز" بیضاء وخشت کازرون مهاجرت کرده و نشیمن دارند.

امیر های ساکن فارس از اولاد شاپور هستند.

...........................................................................................................................

اولاد عالی که به مادوانی ها معروفند درروستای مادوان علیا (نشیمنگاه ناصرخان طاهری) زندگی می کنند و بخشی از آنها نیزدر پشت دنا(آب ملخ" تخت سلیمان وچهارراه سمیرم) به سر می برند.

............................................................................................................................

اولاد حاتم به دلیل سکونت در روستای دهنو به دهنویی معروف بوده و در همانجا سکونت دارند.به گفته مطلعین محلی دهنویی ها اصالتا از طایفه بادلانی بویراحمد سفلی بوده که به دلیل مناسبات  قومی در زمان  کریم خان بویراحمدی به طایفه تیرتاجی(نگین تاجی) ملحق گردیدند.

............................................................................................................................

اولاد ولی  به دلیل سکونت در روستای محمودآباد یاسوج(نشیمنگاه محمدحسین خان طاهری)               به محمودآبادی معروف شدند و بیشتر از وابستگان تیرتاجی ها می باشند.

............................................................................................................................

بخشی از نگین تاجی ها (تیرتاجی ها) در گله دار فارس از توابع شهرستان مهر در جنوب استان فارس زندگی می کنند. به اذعان آقای الیاس خان مالک مقدم  ملا فریدون لر سرسلسله خوانین گله دار ازطایفه نگین تاجی بوده که در زمان  حکومت صفوی ها و درسال ۱۰۷۰ هجری قمری هزار خانواده از طوایف کهگیلویه و بویراحمد را  به آن نواحی کوچانده و تا این زمان در آنجا بصورت دائمی  سکونت دارند. (مالک مقدم از خان زادگان و اعقاب ملا فریدون می باشد)

ساکنین روستاهای "دهنو"بهرستان"هورمه"نوآباد"سرگاه"مزایجان وچاه محمدحاجی از جمله      لرهای کوچنده از گهگیلویه و بویراحمد به گله دار فارس می باشند.

بخشی دیگر از تیرتاجی در حوالی  شهراهواز( ده کاسه) سکونت دارند.

وجه تسمیه نگین تاجی

محقق گرامی آقای یعقوب غفاری(از سادات موردرازی بویراحمد وحضرت شاه مختار) درباب کلمه نگین تاجی روایتی به شرح زیر نقل میکند:

زمانیکه کیخسرو پادشاه کیانی در شهر باستانی تل خسرو قصد تاجگذاری داشت,سران همه طوایف را دعوت کرد و تاج پادشاهی توسط رئیس این طایفه به سر کیخسرو گذاشته شد, از آن تاریخ به بعد  به این طایفه"تاجی" گفتند .

قرنها گذشت تا زمانیکه امامزاده شاه عسکر (پدر امامزاده های بویراحمد سردسیر و مدفون در کریک) به این   منطقه آمد و در دیدار با سران طوایف درباره سوابق آنها سوالاتی کرد. رئیس این طایفه ضمن دادن توضیح درباره عنوان" تاجی" توسط کیخسرو خود را معرفی کرد.شاه عسکرخوشحال شد و با اهداء نگین انگشتری خود به او اعلام کرد که از حالا به بعد نام این طایفه "نگین تاجی" خواهد بود, و از آن تاریخ به بعد این طایفه را نگین تاجی می گویند.  

کوهمره

 اما در این اثنی میتوان از قوم یا سرزمینی به نام کوهمره میتوان یاد کرد که به دلایلی نامعلوم تجزیه     و میان ایلات بویراحمد و باوی تقسیم گشته. قسمتی ضمیمه بویراحمد گرمسیر و قسمت دیگر باشت و  باوی فعلی است.

نژاد مردم روستاهای کهن بویراحمد گرمسیر مانند دیل و مارین از این قوم است. شایان ذکر است تا    صده های واپسین شمسی خبری از قومی به نام باوی در این میان نبوده و اینان شعبه ای از طایفه     عرب خوزستان به نام باوی هستند که به دلایلی نامعلوم از قبیله و عشیره خود جدا گشته و مهاجرت نمودند. ( ملاثانی مرکز بخش باوی خوزستان است) مهاجرت این تیره از عربستان خوزستان منتهی به تصرف بخشی از قلمرو کوهمره گردید. باشت و باوی دارای دو نژاد مردمی بومی و کوچنده است.

  (کوچی دیگر)ویا(کوچ در کوچ)

 کوچهای دائمی دیگری توسط بویراحمدیها صورت گرفته که مهمترین دلایل آن ازدیاد جمعیت,کمبود زمین ومرتع , نزاعهای محلی و تبعید بوده. مردم بویراحمد از دیرباز مهاجرت هایی به سرزمین های دیگر انجام داده اند بیضا و کامفیروز فارس, اردکان, ممسنی , شاپور و کازرون ,گچساران و کهگیلویه , ایل قشقایی و بختیاری عمده نقاط مورد توجه این مردم بوده است. ملا فریدون لر هزار خانوار از کهگیلویه و بویراحمد را در سال ۱۰۷۰ هجری قمری به نواحی فال و اسیر در اطراف لارستان کوچ  داد و به مناسبت  ازدیاد گله و رمه و حشمی که داشتند  محل سکونتشان به گله دار معروف گردید.و پس از مدتی به ساختن خانه های خشت و گلی و برج و بارو اقدام نموده و حکومت منطقه فال و اسیر را به  عهده گرفتند. کلانتری منطقه بعد از ملا فریدون به پسرش ملا شکراله گله داری و سپس به فریدون خان مقارن سالهای 1140 تا 1170 قمری رسید.یکی دیگر از خوانین گله دار محمدطاهر خان است که  در سال1294 به دلیل سرپیچی از حکومت مرکزی توسط معتمدالدوله حاکم قجری فارس دستگیر و در شیراز به دار آویخته شد.عده ای از جلیل ها و تامرادیها در دوران زند به لردگان و خلف آباد رامهرمز تبعید شده و به مرور جمعیت آنها رو به فزونی گذاشت و هم اکنون در آ نجا نشیمن دائم اختیار کرده اند. تیره ها و طوایف مختلفی از بویراحمد وکهگیلویه در ایل قشقایی به سر می برند. تعدادی از  تیرتاجی ها ,کی گیوی ها ,گنجه ای ها و شیخ ممو وشیخ هابیلی ها  در ایل قشقایی به سر می برند.  چند آبادی از مردم بویراحمد نیز در حوالی "سده" سرحد چهاردانگه همچنین گناوه ودیلم استان بوشهر وجود دارد. بویراحمدیها  در گچساران دهدشت, باشت,  چرام , شیراز, بیضا و کامفیروز, اقلید, ممسنی , رستم و سپیدان دارای طیف بزرگی هستند.

http://www.asmanedena.blogfa.com/


موضوعات مرتبط: لُر های ممسنی و کهکیلویه
برچسب‌ها: ایل بویر احمد , نگین تاجی , کوهمره , لیراوی

تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۱ | 12:9 | نویسنده : پایگاه فرهنگی لُرویر |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.