استان هرمزگان، جنوبی ترین استان ایران، در ساحل خلیج فارس و دریای عمان با مساحتی حدود ۶۸ هزار و ۴۷۶ کیلومتر مربع قرار دارد. این استان از شمال و شمال شرقی با استان کرمان، از شمال غربی و غرب با استان های فارس و بوشهر و از شرق با استان سیستان و بلوچستان همسایه بوده و جنوب آن را آبهای گرم خلیج فارس و دریای عمان به صورت نواری به طول تقریبی ۹۰۰ کیلومتر در بر گرفته است. مرکز استان هرمزگان، بندر عباس است و از شهرهای مهم آن می توان به: ابوموسی، بندر جاسک، بندر لنگه، حاجی آباد، رودان یا دهبارز، قشم، کیش، میناب، تنب بزرگ و تنب کوچک اشاره کرد.

 

موقعیت جغرافیایی 

استان هرمزگان از لحاظ جغرافیایی به دو بخش کوهستانی و جلگه ای و ساحلی تقسیم می شود. از آن جا که بیش از ۷۰ درصد مساحت این استان را کوه ها و ارتفاعات کوتاه و بلند و نیز دشت ها و دره های مرتفع تشکیل داده است، این استان جزو مناطق کوهستانی محسوب می شود.
کوه های این منطقه که ادامه رشته کوه های زاگرس هستند با جهت شمال شرقی به جنوب شرقی تا داخل آب های خلیج فارس امتداد یافته و به تدریج از ارتفاع آن ها کاسته می شود. به طور کلی ادامه این رشته کوه ها با کاهش ارتفاع ، به تپه های ماهوری آهکی، گچی و شنی منتهی شده و به زمین های پست ساحلی خلیج فارس و دریای عمان متصل می شود. مرتفع ترین کوه های این استان عبارتند از: کوه گنو با ارتفاع ۲,۳۴۷ متر درفاصله ۲۰ کیلو متری شمال شهر بندر عباس در جلگه ایسین، کوه فارغان با ارتفاع ۳,۲۶۸ متر و کوه شب با ارتفاع ۲,۸۶۱ متر.
اما برخلاف بخش کوهستانی استان، حاشیه باریک ساحلی که جلگه ای پست و کم ارتفاع است، مساحت کمی از هرمزگان را به خود اختصاص داده است. این ناحیه پست ساحلی، در اطراف تنگه هرمز وسعت بیشتری دارد.
با توجه به مشخصات اقليمي و استقرار استان هرمزگان در منطقه فوق حاره اي، گرمي هوا مهم ترين پديده مشهود اقليمي منطقه است. استان هرمزگان از مناطق گرم و خشك ايران است و اقليم آن تحت تاثير آب و هواي نيمه بياباني و بياباني قرار دارد. هواي نوار ساحلي در تابستان ها بسيار گرم و مرطوب است و گاهي نيز دماي آن از ۵۲ درجه سانتيگراد تجاوز مي كند و زمستان های ملایم و کوتاه دارد. تعادل آب و هوای استان هرمزگان تحت تاثیر توده های مختلف هوای شمالی، غربی و جنوبی قرار دارد و به طور كلی خشك و كم باران است و بارندگی در آن اغلب به صورت رگبار و سیلاب در ماه های زمستان صورت می گیرد. به همین دلیل می توان؛ مهم ترین ویژگی آب و هوای استان هرمزگان داشتن یک فصل طولانی گرم و یک فصل کوتاه خنک است، به این معنی که فصل گرم همراه با هواي شرجي از اوايل اسفند ماه شروع شده و به مدت ۹ ماه طول می کشد . در مقابل فصل خنک استان نیز همراه با خشكي نسبي هوا از اوايل آذر ماه شروع مي شود و به مدت ۳ ماه ادامه می یابد و تحت تاثير توده هاي هواي خنك غربي قرار مي گيرد. ولی با این حال دماي هواي اين استان در سرد ترين شب هاي سال به ندرت به صفر درجه مي رسد و در روزهاي زمستاني دماي آن از ۱۰ درجه سانتيگراد بالاي صفر پايين تر نمي آيد.
علاوه بر این ها؛ در استان هرمزگان با توجه به فصول سال، بادهای مختلفی در طول سال می وزد كه مهم ترین آنها باد شمال،  قوس، سهیلی، ناشی یا نعشی و بادلوار هستند. بادلوار، ویژگی مناطق گرم و خشك صحرایی استان و به آتش باد نیز معروف است.
همچنین استان هرمزگان به علت قرار گرفتن در منتهی الیه جنوب غربی کوه های زاگرس، فاقد ذخیره برف دایمی است و بخش مهمی از آب رودخانه‌های موجود در این منطقه نیز، بر اثر گرمای زیاد تبخیر شده و پس از طی مسافتی کوتاه، خشک می‌شوند. تعداد دیگری از رودهای این منطقه، به علت عبور از نمکزارهای ساحلی و یا دشتهای گچی شور شده به خلیج می‌ریزند. رودخانه‌های استان هرمزگان به طور کلی به دو گروه: رودخانه های شور و رودخانه آب شیرین تقسیم می‌شوند. رودخانه‌های آب شور؛ اغلب در غرب استان جریان دارند، مانند رودخانه شور، کل و مهران و رودخانه‌هایی آب شیرین؛ در شمال و شرق استان جریان دارند، مثل رودخانه گنج، میناب و رودخانه شمیل.
 
 

پیشینه تاریخی

استان هرمزگان دارای تاریخی با قدمت چند هزارساله است. بندرها و جزیره های هرمزگان در دوره های گوناگون پیش از اسلام از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است. دریای پارس یا دریای عمان وخلیج فارس امروزی که استان هرمزگان نیز در کنار آن قرار گرفته، از کهن ترین دریاهای جهان به شمار می رود. هر چند درباره تاریخ دیرینه خلیج فارس اطلاعات زیادی در دست نیست و اطلاعات موجود فقط بر پایه گمان و یا بر بر اساس افسانه های قدیمی و اسناد تاریخی چون تورات، کتیبه های میخی و آثار بر جای مانده از دوران باستان است، ولی با وجود و بر اساس همین منابع، ساکنین نخستین خلیج فارس که حدود ۱۰ هزار سال پیش در خلیج فارس زندگی می کردند از سه شعبه تشکیل می شدند که عبارتند از: «دراویدها» که از ساکنین مکران بودند و پس از تسلط بلوچ ها بر این ناحیه، با نژاد بلوچ ها در آمیختند، دومین شعبه،سامی ها، از ساکین کرانه های عربستان بودند و سومین شعبه، عیلامی ها، بودند که در منطقه خلیج فارس تا نزدیکی بوشهر سکونت داشتند.
براساس تحقیقات به دست آمده؛ عیلامی ها از هزاره سوم پیش از میلاد، صدها سال بر خلیج فارس و جزیره های استان هرمزگان، به ویژه جزیره های قشم، کیش، لارک، لنگه و جاسک حکم رانی کرده و از آن ها به عنوان راه ارتباطی برای بازرگانی با هند غربی و دره نیل استفاده می کردند. طبق سنگ نوشته های بدست آمده، دریای پارس مورد توجه اقوام ساکن در «میان رودان» بین ا لنهرین، چون آشوریها، اکدی ها و بابلی ها بوده و آنها رفت و آمد هایی در این منطقه داشته ا ند.
در دوره مادها و به ویژه در زمان قدرت هووخشتره، مرز جنوبی ایران تا کرانه های جنوبی دریای پارس امتداد داشت. در اين زمان هرمزگان تابع ساتراپ یا استان درنگيانه و بخشی از کرمان بود. در افسانه ارتیره یا ارتیتراس نوشته اگاتارخیوس آمده است: «شاهزاده ای بنام اریتره یا ارتیتراس در سواحل خلیج فارس – که البته پژوهشگرانی چون احمد اقتداری هر مز کهنه دانسته اند- در حال سفر به پاسارگاد بود که در سیل قرار می گیرد که در نهایت با گله و رمه هایش وارد جزیره قشم شده که در این دوره خالی از سکنه بوده است. این فرد سپس مردم سواحل را به جزایر راهنمایی می کند.»
در زمان هخامنشی، به ويژه داريوش بزرگ، ايراني ها کم کم در سواحل و آب های درياهای سياه و سرخ نيز نفوذ کردند. داريوش بزرگ، دريا سالار يونانی خود، «اسکولاخ یا اسکيلاس» را مامور بررسی کناره های دريای پارس کرد. اسکولاخ و همراهانش تمامی جزيره ها و سواحل دريای مکران، خليج فارس، دريای سرخ و دريای باختر را در طی کردند و به آگاهی های ارزنده ای دست یافتند. اين سفر دريايی از نظر بازرگانی و نظامی برای ايران سودمند بود و باعث برقراری وابسته گی بازرگانی ميان هندوستان و دريای باختر گرديد.
در دوره حکومت اشکانیان؛ این دولت پس از غلبه بر سلوکی ها، استان هرمزگان را بر قلمرو خود افزودند و از دریای پارس و بین النهرین در مقابل رومیان محافظت کردند.
ههچنین استان هرمزگان در زمان ساسانيان، از مراکز مهم داد و ستد و پيوند بازرگانی به شمار می رفت.
در سال های اولیه حکومت اسلامی، سواحل هر دو طرف دريای پارس، از جمله استان هرمزگان به دست مسلمانان افتاد.  ابوهوريره، از ياران پيامبر (ص) در زمان عمر- خليفه دوم - پس از تصرف بحرین و قسمت های غربی خلیج فارس با حمله به بخش های شرقی خلیج فارس ، تمامی دریای پارس ، بنادر و جزیره های خلیج را تصرف و بر قلمرو مسلمانان افزود .
ديلميان نخستين دودمان ايرانی بودند که پس از غلبه اعراب بر ایران، بار ديگر بر سراسر جزيره ها، بندرها و آب های استان هرمزگان و ديگر نقاط خليج فارس دست یافتند.
به ترتيب در سال های ۳۲۳ و ۵۳۴ هـ. ق، هرمزگان، عمان و بندرها و جزيره های آن، توسط علی ـ عمادالدوله ـ و احمد ـ معزالدوله ـ به قلمرو آل بويه ملحق گرديدند. حکومت آل بويه، در زمان عضدالدوله گسترش يافت و در تمام مدت حکومتشان، فارس و هرمزگان در قلمرو فرمانروايی آن ها بود.
پس از فروپاشی دولت ديلميان، سلجوقيان کرمان از سال ۴۵۴ تا ۵۸۳ هـ. ق، بر منطقه خليج فارس، از جمله استان هرمزگان و عمان تسلط يافتند. در دوران سلجوقی، از سوی فرمان روايان اين خاندان، حاکمانی با عنوان«اتابک» به مناطق گوناگون ره سپار می شدند. اتابکان فارس برعمان، بحرين و جزيره های خليج فارس و دريای عمان دست يافتند و تا سال ۶۶۱  هـ. ق، بر فارس و هرمزگان حکومت کردند. اما در همین سال، سلجوق شاه سلغری پس از شورش علیه هلاکو خان مغول، شکست خورد و در پی این شکست، حکومت فارس، هرمزگان و تمامی منطقه خليج فارس به دست مغول ها افتاد.
تيمور لنگ، در سال ۷۸۵ هـ. ق، پس از تصرف سيستان با حمله به شهرهای اصفهان، فارس، بوشهر، بندرها و جزيره های هرمزگان، این شهرها را نیز به قلمرو خود افزود. تيموريان، تا سال ۸۷۳ هـ. ق، که در ايران حکومت داشتند، خراج بندرها و جزيره های خليج فارس و دريای عمان را دريافت می کردند.
مابین سپری شدن حکومت ايلخانان مغول و تشکیل حکومت تيموريان، حکومت هرمزگان و خليج فارس به دست خاندان مظفريان افتاد.
در سال ۹۱۳ هـ. ق، ناوگان پرتغالی ها به فرماندهی «البوکرک» با فتح مسقط، که در آن زمان خراج گذار امير هرمز بود، با سيف الدين از اميران هرمز، به جنگ پرداخت و با شکست وی هرمز را تابع و خراج گزار پرتغال کردند. پرتغالی ها در جزيره های هرمز، کيش، بحرين، قشم، نابند و سایر جزایر خلیج فارس، دفتر بازرگانی و چندين دژ نظامی ساختند. پس از مرگ آلفونسو دو آلبوکرک در ذيقعده سال ۹۲۱ هـ. ق، تا روزگار شاه عباس اوّل، در سال ۹۹۶ تا سال ۱۰۳۸ هـ. ق، حکومت پرتغال در دريای پارس از قدرت زیادی برخوردار بود و در اين مدت مراکز بازرگانی دريای عمان و خليج فارس یعنی: کيش، چابهار، هرمز، مسقط، بحرين، قشم، جاسک به علت ناکارآمدی آنان رو به ويرانی نهاد.
در دوران صفویه، در سال ۹۹۶ هـ. ق، شاه عباس اوّل صفوی، پس از جنگ با عثمانی ها تصميم به آزاد ساختن جزيره های دريای پارس و بيرون راندن پرتغالی ها گرفت. در پی این تصمیم، شاه عباس، نه تنها توانست بحرين را آزاد سازد، بلکه جزيره های هرمز، کيش، قشم، بندرهای جاسک، چابهار و لنگه را از پرتغالي پس گرفت.
با روی کار آمدن حکومت افشاریه؛ نادرشاه افشار، در سال ۱۱۴۶ هـ. ق، توانست با بيرون راندن افغان ها از ايران بر تمامی کرانه ها و جزيره های شمالی و جنوبی خليج فارس چيره شد. اما پس از مرگ نادر شاه، شورشی سراسر کشور را فرا گرفت و در گوشه و کنار سرزمین، مدعیانی برای حکومت پیدا شد. ولی سرانجام در سال ۱۱۷۹ هـ. ق، کريم خان زند با سرکوب مخالفان و مدعیان حکومت، بر سراسر فارس، جزيره ها و بندر های خليج فارس و در واقع سراسر ایران، دست يافت و کارهای نيمه تمام نادر شاه را دنبال کرده و به پايان رسانيد.
خلیج فارس بعد از جنگ جهانی اول، نه تنها به عنوان یک معبر دریایی تجاری بسیارمهم، بلکه به عنوان بزرگ‌ترین کانون نفت و منبع مهم رشد صنایع، اهمیت اقتصادی و استراتژیکی فراوانی یافت، به طوری که کلیه طرف های تجاری خارجی ایران به ویژه انگلیس با تلاش فروان سعی می کردند حضور فیزیکی خود را در خلیج فارس حفظ کنند. موقعیت استراتژیکی استان هرمزگان، در دهه‌های بعدی نیز توجه ویژه به این منطقه را برای دولت ها و کشورهای خارجی الزامی می ساخت.
در تقسیمات فعلی کشوری شهر بندرعباس مرکز استان هرمزگان است. این شهر یکی از مهم ترین مراکز استراتژیکی و تجاری ایران در جوار خلیج فارس و دریای عمان است . بارانداز شهید رجایی ، اسکلة عظیمی است که بخش وسیعی از مبادلة کالاهای تجاری بین ایران و دیگر کشورها از طریق آن صورت می گیرد. بندر عباس از طریق راه‎های دریایی، راه آهن، جاده های ترانزیتی درجة یک و از طریق هوا به کلیة مناطق داخلی و دیگر کشورهای جهان مرتبط است.
تنگة هرمز، یکی از حساس ترین و حیاتی ترین گذرگاه های آبی عصر حاضر، در قلمرو سیاسی این استان قرار دارد. این تنگة هلالی شکل ۱۸۷ کیلومتر طول دارد. عمق تنگة هرمز به دلیل شیب تند کف آن از قسمت شمال به جنوب متغیر است، به طوری که در نزدیکی جزیرة لارک، در حدود ۳۶ متر و در ساحل جنوبی نزدیک شبه جزیرة مًسنِدام ۱۸۰ متر است.
 
 

اقوام و زبان

استان هرمزگان، از دير باز محل سکونت نخستين اجتماع ها و گهواره فرهنگی کهن است که نخستين حکومت ها با فرهنگی غنی، در کرانه های آن به وجود آمده است. در کرانه ها و جزيره های هرمزگان، عرب ها، لرها، پارس ها، بلوچ ها، ترک ها و تيره های آميخته به سر می برند، که در اثر آميختن، نژاد ويژه ای را به وجود آورده اند. ساکنان محلی بعضی از بندرها و جزيره های استان هرمزگان، عرب زبانان محلی مستقر در ایران هستند که از ديگر نقاط کشور به اين منطقه مهاجرت کرده اند و از نظر ويژگی های جسمانی، آنان با عرب های همسایه کشور هیچگونه شباهتی ندارند. همچنین از دیگر اقوام ساکن در استان هرمزگان می توان: لرها، لاری ها، بلوچ ها و مکرانی ها را نام برد.
به عقیده برخی از دانشمندان مردم شناس اقوام ایرانی اصیل فقط در دو منطقه زندگی می کنند: یکی از این اقوام در میان مردم فارس و ساکنان شمال شرق خليج فارس و ديگری در ميان لرها يا کوه نشينان غرب ايران.
اقوام لر، در سواحل شمالی دريای پارس، از جمله استان هرمزگان به طور پراکنده زندگی می کنند. این اقوام با لهجه لری که گونه ای از زبان پهلوی پيشين است، سخن می گويند.
اقوام لاری، در شهرستان لار استان فارس، بندرها و جزيره های ايرانی دريای پارس، از جمله هرمزگان و سرزمين های جنوبی دريای پارس زندگی می کنند و زبا رایج بین آن ها فارسی دری است.
اقوام بلوچ، در سواحل دريای عمان، خليج فارس، جزيره ها و بندرهای خلیج، از جمله استان هرمزگان زندگی می کنند. البته مردم بندر عباس و برخی از نواحی استان هرمزگان، آمیخته ای از فارس، بلوچ، عرب و سیاه پوست هستند که بندری یا عباسی نامیده می شوند.
و اما مکرانی ها يا مکی ها، که بيشتر در ناحيه مکران استان سيستان و بلوچستان و کرانه های دريای پارس، از جمله استان هرمزگان، به ويژه ناحيه جاسک زندگی می کنند و آميخته ای از نژاد هندو، آسوری، افغان و سياه پوست هستند.
 
 منبع:ایرنا هرمزگان

برچسب‌ها: قوم لُر , استان هرمزگان , لاری , یلوچ

تاريخ : یکشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۰ | 9:25 | نویسنده : پایگاه فرهنگی لُرویر |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.