علی احمدی میلاسی /دانشگاه دالاس آمریکا:در خصوص حق شهروندی آموزش زبان مادری در اصل  ۱۵ قانون اساسی کشور چنین آمده است: "استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.“  اما هنوز با وجود آنکه نزدیک به 30  سال از تصویب این قانون می گذرد ، این اصل به اجرا درنیامده است .پس از کش و قوس های فراوان، تدریس زبان های محلی به صورت درس دو واحد اختیاری در چهارچوب مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی به دانشگاهها ابلاغ شده است. اما در مصوبه ابلاغی تنها به زبان های کردی و آذری  اشاره شده است و حتی در بعضی ابلاغیه ها به زبان های  آذری، کردی، بلوچی و ترکمن اشاره شده است و هیچ نامی از زبان لری نبرده اند.

 

زبان مادری اولین ابزار ارتباط هر فرد با جهان بیرونی است و نیز نخستین ابزار بیان احساسات و عواطف و اندیشیدن و رویا دیدن است. آموزش به زبان مادری حق مسلم هر شهروند محسوب می شود . هایدگر، فیلسوف آلمانی می گوید : " انسان در خانه زبان است که فکر می کند و زبان مادری صرفاً زبان ارتباطی نیست . "

 در خصوص حق شهروندی آموزش زبان مادری در اصل  ۱۵ قانون اساسی کشور چنین آمده است: "استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.“  اما هنوز با وجود آنکه نزدیک به 30  سال از تصویب این قانون می گذرد ، این اصل به اجرا درنیامده است .

در بند سوم ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر می خوانیم:"پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش براي فرزندان خود، برديگران حق تقدم دارند. "

 

سازمان ملل متحد پیش‌بینی می‌کند که بیش از ۴۰ درصد از زبان های دنیا در معرض نابودی و فراموشی قرار دارند. برای نجات و حفظ این زبان ها و به منظور " احیای زبان مادری " سازمان ملل در سال 1999 ، روز ۲۱ فوریه برابر با دوم اسفند ماه را "روز جهانی زبان مادری" نامگذاری کرد.

با اینکه ایران در سراسر تاریخ خود زیستگاه اقوام مختلف بوده اما کودکان آن در سده اخیر همواره به زبان فارسی در مدارس تحصیل کرده اند. زبان های ترکی و کردی تنها در دوره ای یک ساله در سالهای۴۶- ۱۹۴۵ میلادی در مدارس تحت اداره دولت های خودمختار فرقه دموکرات در آذربایجان و قاضی محمد در مهاباد تدریس شده است. شاید دلیل مخالفت با آموزش به زبان مادری را بتوان این برداشت کلیشه ای و نادرست گروهی که آموزش به زبان مادری را برابر با " تجزیه طلبی " می دانند ، به حساب آورد . اما در این رهگذر می توان از تجربه کشورهایی نظیر هند استفاده کرد که با وجود گوناگونی زبان و تنوع گویشها و لهجه ها ، تمامیت عرضی در این کشور حفظ شده و یا کشور سوئیس و کانادا که چندین زبان به شکل رسمی در آن استفاده می شود .

پس از کش و قوس های فراوان، تدریس زبان های محلی به صورت درس دو واحد اختیاری در چهارچوب مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی به دانشگاهها ابلاغ شده است. اما در مصوبه ابلاغی تنها به زبان های کردی و آذری  اشاره شده است و حتی در بعضی ابلاغیه ها به زبان های  آذری، کردی، بلوچی و ترکمن اشاره شده است و هیچ نامی از زبان لری نبرده اند.

آستاره صو بگوين ويرت وا مو هم بو

زه شمي منديرتم ولا چي مه نو

آستاره صو بگوين بد زه مو چه ديديه

كه به اي شوگار شه سر نكشيدي

 

البته لازم است که در همین ابتدا دو موضوع مهم را که اغلب دستمایه ی عدم پذیرش و توجه به زبان و ادبیات لری و تدریس آن در مناطق لرنشین می شود روشن کنیم:

 تجزیه طلبی لرها: لرها تنها قومی هستند که در ایران هیچگاه به دنبال تجزیه طلبی نبوند و همیشه برای ایران یکپارچه فداکاری کردند. نمونه هایی از ان را می توان در زمان حمله اسکندر به ایران، صفویه، افشاریه، جریان مشروطه و جنگ تحمیلی می توان مشاهده کرد.

توان مندی های زبان و ادبیات لری: تنها زبانی که برای همه مناسبت ها دارای شعر و موسیقی می باشد زبان لری است. ساده ترین مثال آن مراسم شب یلدا می باشد. با توجه به اهمیت این شب و آداب و رسوم آن موسیقی و شعرهای مربوط به این شب گواه غنی بودن یک زبان است. عاشیق های آذربایجان، ترکمن ها، مردم شمال ایران از موسیقی و شعر شب یلدا بی بهره اند در حالی که در موسیقی لری «اول قهاره» و «چهل سرو  موسیقی و شعر های مربوط به این شب می باشند.

 

نمونه هایی از اشعار عاشقانه با احساسات پاک را می توان در شعر های زیر مشاهده کرد:

وقتی که مردان در قشلاق می مانندند تا گندم درو کنند و خانواده همه در ییلاق می باشند این گونه عشق خود را به یار وفادارش ابراز می کند:

زهــر مارم وا نون و گندم نو                   يارم به ییلاق وه ناشتا ایزنه دو

 

و در ییلاق این جواب بر می گردد:

 

زهــر مارم وا نون و گندم و مـاس          يار خوم به گرمسير وه ناشتا ایكشه داس

 

اینها مشت نمونه خروار از غنا و گستردگی زبان لری می باشد که اگر سهل انگاری شود در طی چند دهه نابود خواهد شد و من و شما مسئول هستیم. از منظر پراکندگی تعداد استان های لرنشین اگر از استان های با زیان ترکی و کردی بیشتر نباشد کمتر نیست، پس چرا این همه مورد بی مهری قرار گرفته و می گیریم.؟ جواب آن بی تفاوتی عمومی خود ما نسبت به این گونه مسایل است و در پاره ای موارد به تمسخر گرفتن موضع افرادی که برای این مهم می جنگند .

آری امروز روزی است که هر کدام ار ما به نوبه خود احساس مسولیت کنیم و در مرحله اول با آگاه سازی به حفظ و صیانت از زبان و ادبیات لری بپردازیم و در ادامه به هر طریق ممکن از مسئولین سئوال شود که چرا وقتی سخن از زبان های محلی می آید نامی از زبان لری نمی برند؟ 

گلی جون په چه وابید؟

په لر سی چنو وابید؟

 

منبع:ماهنامه چویل


موضوعات مرتبط: شعر و ادبیات لُری ، لُر های فِیلی ، لُر های بختیاری ، لُر های لک ، لُر های ممسنی و کهکیلویه ، لُر های ثلاثی ، لرستان پشتکوه
برچسب‌ها: تدریس زبان مادری , زبان لری , زبان ترکی , زبان کردی

تاريخ : شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۰ | 8:59 | نویسنده : پایگاه فرهنگی لُرویر |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.