مهمترین رکن هر فرهنگ و تمدن است. زبان لُری یکی از بکرترین شاخه های زبان ایرانی است که در واژه واژه های خود چند و چون ارزشها و احساسات و بار عاطفی فرهنگها را داراست. استعداد جغرافیایی و تنوع زیستگاهی مناطق لُرنشین بستری مناسب برای انتخاب مَدنیت های کاسیت و ایلامی بوده است و قدمت و عظمت تمدن پیشینیان در بلاد لُرنشین تاج سر افتخارات هنری بشر در دوران باستان است آثاری که نگاه به تصاویر آن در کتب و موزه ها، انسان را جادوی قدرت خویش میکند و همه حکایت از وجود زبانی دارند که یقیناً زبان کنونی لُری بر آن بستر تاریخی شکل گرفته است.
واژگان لُری از اعماق فرهنگ و سنت بومی ما برخاسته اند آنقدر استقلال در بیان جملات و اصطلاحات و واژگان در زبان لری هست که قدیمی ها نیاز به استفاده از واژه غیر را نمیبینند اما جوانان امروزی که به زبان فارسی تحصیل میکنند و بخاطر سواد فارسی یا از روی نوآوری و افاده و تکبر اصطلاحاً لفظ قلم، واژه های فارسی_عربی را بعنوان جایگزین بکار میبرند وگرنه مادر برای ما «دا»بود، پدر «بُوه» ، برادر «گَگَه و برار» ، خواهر«دَدَه و خُوَر» است!
واژگان لُری دارای تلفظ ویژه، اصطلاحات، ترکیب بندی، ساختار ویژه، اِعراب های متفاوت و مخفف های خاص هستند. البته تعداد زیادی از آنها واژگانی هستند که در فارسی قدیم مُصطلح بوده، اما امروزه در فارسی محاوره کاربردی ندارند. زبان هر سرزمین برگرفته از فرهنگ و تمدن و حوادث و اتفاقاتی است که در آن رُخ داده و آن را مورد تاثیر خود قرار داده است. مهاجرتهای متقابل، داد و ستد و تجارت با همسایگان و جنگها، همگی نقش به سزایی در شکلگیری زبان هر سرزمین دارند.
بلاد لُرنشین به دلیل موقعیت جغرافیایی خود توانسته بر گویشهای متفاوت استانهای همجوار تاثیر بگذارد به طوری که دکتر عبدالرحمان شرفکندی که خود کُرد است درکتاب «فرهنگ لُغات کردی» به کلمات زیادی اشاره کرده که از لُری وارد زبان کردی شده است!
توفیق وهبی کُرد زبان شناس هم لکی و کلهری را زیرمجموعه لُری معرفی میکند.
دایره بالای واژگان مُستعمل (با وجود فراموش شدن تعداد بسیاری از آنها) و تلفظ ویژه شان بر بستر پیشینه تاریخی_فرهنگی این سرزمین، که حکایت از تعریف و نام زبان بر آن است. در زبان لُری واژگانی با اسکلت بندی کهن و تلفظی غالباً اوستایی_پهلویوجود دارد که رابطه زبانهای کهن را با این منطقه عجین می نمایاند واژگانی چون: دِرَنه: دریدن/ مَنه: ماندن/ اِسپی: سفید/ سوسوار: اسب سوار/ دِییه: دیدن/ اَسر: اشک/ سزرگه: چندش/ هُنه: خانه/ اَ برای نفی چون اَ ناشتا/ وریسایه: ایستادن/ تاشتَه: تاشیدن/ هیشته: گذاشتن و... به اندازه ای که در لُری تلفظ واژگان اوستا وجود دارد، در هیچکدام مشاهده نشده است.
واژههای عربی هم در زبان لُری گنجایش ندارد و علیرغم فشارهای قوم مهاجم، به دشواری در کالبد زبان لُری جای گرفتهاند آنچنان که از ترکیب آنها با تلفظ قدرتمند لُری، واژه سومی شکل گرفته که اینک پس از قرنها، عربی تصور نمیشود بلکه تسلط و غلبه لُری آنها را کاملاً لری جلوه میدهد واژگانی چون: ساوَه: سربند از واژه عربی صوفعه/ مَلهو: نام درخت از ریشه عربی محلب/ چَره: قیچی پشم زنی از واژه عربی شعره/ حقات از ریشه عربی حکایت/ وِج: راه دست از واژه وجح/ لَچر: لجوج از ریشه عربی لَجاره/ اَلهو: سنگ قبر از ریشه عربی الحاد و...
لُری که لَبالب توانمندی واژه پردازی، اصطلاح سازی، توصیف و توجیه را در کالبُد خود دارد بر پایه فرهنگ و واژگان کهنی نیز استوار است. بُن مایه قدیمی لُری تا امروز تقریباً محفوظ مانده است. در زبان لُری حروف عربی مانند معادلهای آوایی تلفظ میشوند و حتی برخی حروف که به جهت تحکیم در عربی، اجبار در تلفظ دارند مثل «ع» معادل سازی میشوند و تا شکلهای کاملاً متفاوتی تغییر تلفظ پیدا میکنند.
دکتر محمدجواد شریعت درکتاب «《دستور زبان» ص ۹ مینویسد: تعداد الفبای هر زبان که بیشتر باشد قدرت ادای صداهای طبیعی در آن بیشتر است.
در دستور زبان دکتر ناتل خانلری ص ۲۸۵ آمده: مُراد از حروف، هر صوت ملفوظ مستقلی است که از صوتهای دیگر مشخص باشد بنابراین هرحرکت «زِیر و زبَر» جزو حروف به شمار میآید.
باتوجه به مطلب فوق، زبان لُری از تنوع و قدرت تلفظ صداهای طبیعی بیشتری برخوردار است مثلاً قابلمه ترکی در لُری تغییر شکل میدهد و قاولمه میشود چون حرف«ق» در لُری تلفظی ویژه دارد که ترکیبی از«ق+ک» است! یا بشقاب ترکی در لُری دوری میشود!
محمدتقی بهار در سبک شناسی، جلد 1، ص 190 به این پتانسیل زبان لُری اشاره کرده است.
اشتراکات فرهنگی، چگونگی بن مایه زبانی، جمله پردازی، واژه آرایی، همه و همه حکایت از یگانگی زبان گروههای مختلف قوم لُر دارد اما پراکندگی هرکدام در نقطه ای خاص از نظر جغرافیایی و آمیختگی با دیگر شهرها و اقوام، تغییری محسوس در تلفظ گویش هر یک ایجاد کرده است. تلفظ قدیمی لغات، دایره واژگان بالا، حفظ شکل قدیمی تلفظ و استقلال در آرایش ارکان جمله، جاگیری فعل و فاعل همه حکایت از اشتراکات زبانی مردمان قوم لُر است. الفاظ در لُری گاه کوتاه اما گویا شنیده میشوند که نشانه های پیشینه زبانی این قوم و شرایط خاص آنرا در خود دارند.
در دستور زبان فارسی پنج استاد اثر: امیراشرف الکتابی، ص 11 آمده: در فارسی حروفی که از عربی گرفته شده رعایت مخارج و تلفظ آنها را نکنند چنانکه «ث» و «ص» را مانند «س» و «ق» را مانند «غ» تلفظ مینمایند اما در لُری غالباً حروف عربی یا بدل و یا حذف میشوند مانند: سِنی: زندان که از سجن عربی گرفته شده یا وِج: راه دست که از وجح عربی گرفته شده و...
قاعده ابدال «تبدیل حروف به یکدیگر و تغییر و تبدیل آواها» در زبان لُری نشان دهنده ماندگاری تلفظ های کهن در لُری است.ابدال در لُری تداعی خاطره آواها و تلفظهای پیشین بازمانده در حافظه نسل به نسل بوده است.
دکتر محمد دبیرمقدم، فصلنامه ادب پژوهی، شماره ۵، تابستان و پاییز ۱۳۸۷ «نظریه زبان عمومی» را میتوان نظریهای تصور کرد که بنیانها و مفاهیم آن مورد اتفاق نظر و اجماع جامعه زبانشناسی، صرف نظر از چارچوبهای نظری خاص، است.
(۱) زبان: (Language) دو گونه زبانی که سخنگویان آن دو فهم متقابل ندارند زباناند.
(۲) گویش(dialect): دو گونه زبانی که سخنگویان آن دو فهم متقابل دارند اما در عین حال بین این دو گونه تفاوتهای آوایی و واجی و واژگانی و / یا دستوری مشاهده میشود، گویشهای یک زباناند.
(۳) لهجه(accent): دو گونه زبانی که سخنگویان آن دو فهم متقابل دارند اما در عین حال بین آن دو گونه فقط تفاوتهای آوایی (و واجی) دیده میشود لهجههای یک زباناند.
(۴) گونه(variety): اصطلاحی است خنثی، که همچنان که در تعریف «زبان»، «گویش» و لهجه مشاهده میکنیم، میتوان آن را به عنوان اطلاقی کلّی به کار برد.
بر پایه این تعاریف فارسی امروز، گیلکی، مازندرانی، کردی، هورامی، وفسی، لکی(از زبان های لری)، «لری»، راجی، دلواری، لارستانی و نائینی زباناند. زبان فارسی امروز زبان رسمی است و دیگر زبانهای مذکور زبانهای محلی کشورمان هستند. هر زبانی به واسطه ی دستور _آواها_خط و واژه های خاص خود از دیگر زبانها متمایز است. از نظر واجی بعضی واجها در زبان لری هست که در هیچ گویش و لهجه ایرانی نیست. بعضی واژه ها فقط مختص خود لرهاست و آکسان و فونتیک کلمات لُری مختص به خود لُرهاست.
*بعضی وندهای اشتقاقی و تعویضی در لری هست که در هیچ زبانی نیست. لُری ۳۸ واج و ۱۲ مُصوت دارد ولی فارسی ۲۹ واج و ۶ مصوت دارد.
*برخی واژگان لُری با فارسی معیار بسیار ناهمگون هستند. در بسیاری از جمله های گذرا به متمم یا دارای متمم قیدی ، متمم پس از فعل قرار میگیرد درحالیکه در فارسی فعل همیشه در بخش پایانی جمله جایگیر است.
*واژگان مشترک و قواعد دستوری بدان معنا نیست که یکی مرجع هست و دیگری زیرمجموعه! اشتراکات لغوی هم بصورت طبیعی بین تمامی اقوام همجوار دیده میشود که باز این نشانه برتری یکی بر دیگری نیست.
*فارسی و لری با ترکی از دو ریشه کاملأ مجزا هستند اما هر سه نشانه مفعول دارند مثلا در لری جمله:احمد عباسنه دی. در فارسی:احمد عباس را دید. در ترکی:احمد عباسی گوردی. (نه) در لری _ (را) در فارسی _ (ی در عباسی) در ترکی نشانه مفعول هستند.
این سه زبان دارای اشتراک زبانی اند یعنی علی رغم ریشه و واژگان متفاوت در این زمینه مشترک اند اما انگلیسی نشانه مفعول ندارد مثل : ahmad saw abbas حالا میشود منکر زبان شدن انگلیسی شد؟
زبان مادری ما هیچ کمبودی ندارد و برای هر لغت فارسی و عربی یک جایگزین دارد. حالا اگر مردم بدلیل عدم آموزش لغات دیگری را جایگزین میکنند هیچ ایرادی متوجه زبان نمیشود.
*حمداللّه مُستوفی در تاریخ گزیده در قرن ۷ هجری ما را از وجود زبان لُری آگاه میسازد به طوری که میدانیم زبان لُری در قرن ۷ هجری وجود داشته است با آنکه زبان لری قرنها در بین قوم لُر رایج بوده است
*بارون دُوبد روسی در سفرنامه لُرستان سال ۱۸۴۵ میلادی مینویسد : به قضاوت زبان لُرها که حاوی بسیاری از کلمات و اصطلاحات قدیمی منسوخ است و ایرانیها آن را فارسی قدیم میدانند این زبان با قدری اغماض در میان تمامی طوایف و زاگرس نشینان عمومیت دارد.
*هنری راولینسون که ۱۶۰ سال پیش به لُرستان سفر کرده در سفرنامه اش صفحه ۱۱۳ مینویسد : من بر این پندارم که زبان لُری از فارسی باستان (پهلوی) مُشتق شده که همزمان با زبان پهلوی به طور جداگانه و مشخص صحبت میشده است زبان لُرها تقریباً فارسی قدیم (زبان ساسانیان) است. واژگان بسیار اصیلی در زبان مردم لُر دیدگاه هنری راولینسون را تایید میکند.
*آیت اللّه مَردوخ کُردستانی در جلد اول تاریخ مردوخ ، صفحه ۴۵ مینویسد: نزدیکترین زبان به پهلوی در درجه اول لُری است چرا که محل الوار به تیسفون مرکز پهلوی قدیم نزدیک بوده است و از مُراوده با اجانب هم محفوظ بوده اند.
*دکتر کَرم علیرضایی درکتاب «پیوستگی زبان لُری با زبان تاجیکی» صفحه ۲۷ مینویسد: زبان لُری از دیدگاه ریخت شناسی به زبانهای باستان به ویژه زبان پهلوی دوره ساسانی میرسد.
زبان لُری قدمتی به فراخنای تاریخ گسترده و کوههای سر به فلک کشیده بلاد لُرنشین دارد. از مجموعه آرا و نتایج پژوهش محققان و براساس ویژگیهای علم زبانشناسی این امر مُسلّم است که زبان لُری در ساخت آوایی و دستور زبان ویژگیهای خاصّ خود را داراست و میتوان اذعان نمود که لُری یک زبان مستقل است و اطلاق عنوان گویش در عرف عموم بر این زبان که خود دارای گویشها و لهجه های متفاوتی در گستره ی بلاد لُرنشین است و حوزه جُغرافیایی وسیعی را در بر میگیرد ، اشتباهی محرز است و ضرورت دارد که لُری را در زُمره زبانهایی به شمار آوریم که دارای چندین میلیون گویشور است.
*دکتر سکندر امان اللهی بهاروند در قوم لُر مینویسد که ۳۰ واژه لُری در کتیبه بیستون وجود دارد.
*پروفسور وِیلر تَکستون استاد زبان شناسی دانشگاه هاروارد در کتاب《Tales from lorestsn》 که شامل دستور زبان لُری است به صحبت از توانمندی های زبان لری میپردازد.
*همچنین دکتر اریک جان آنونبی erik john anonby) ) زبان شناس کانادایی در کتاب «لُری چند زبان است؟» لُری را زبان مینامد.
زبان شناسان و پژوهشهای فراوانی در منابع معتبر زبانشناسی «لُری» را مستقل از فارسی دانسته اند که به چند مورد اشاره میکنیم:
دایره المعارف تخصصی بین المللی زبانشناسی آکسفورد تالیف تیم متخصصی از زبانشناسان جهان به سرپرستی ویلیام جی فرالی / نشریه زبان شناسی Language of India، اکتبر ۲۰۰۹، به سرپرستی یک زبانشناس ایرانی تبار به نام خانم دکتر غفاری و همراهی دو زبان شناس هندی / پروفسور ویلیام تکستون آمریکایی، دهه ۸۰ میلادی و نویسنده کتاب Tals from Lorestan / مک کالین آمریکایی دهه ۶۰ میلادی و... هر زبانشناسی که با داده های اصیل و روش تحقیق معتبر روی لُری کار کرده نیز به چنین نتایجی رسیده است.
البته در داخل کشور بخاطر «تمایلات ملی گرایانه» و ملاحظات سیاسی یا داده های نامعتبر فارسلری، کسانی هستند که لُری را گویشی از فارسی میدانند هرچند کارشناسانی که با دید علمی و منصفانه کار کرده اند لُری را مستقل از زبان رسمی کشور دانسته اند مانند: دکتر جلال الدین کزازی و دکتر پرویز ناتل خانلری که چهره های بسیار معروفی در علم شناسی هست.
برخی با جهت گیری تعصب آلود و برخلاف اصول و موازین زبان شناسی، لُری را گویش نامیده اند.!!!
به هر منبعی که یا زبانشناس نیست، یا تحقیق معتبر زبانشناسی نکرده، یا از روی«تمایلات سیاسی و ملّی» به نام زبانشناسی نظر میدهد اتکاء نکنید! اگر در زبانشناسی تخصص یا مطالعه کافی ندارید درباره موضوعاتی که نوشتن درباره آنها نیاز به تخصص یا حداقل مطالعه و تجربه کافی دارد مطلب ننویسید!
لُری کلی واج دارد که در فارسی وجود ندارند مانند: لام یائی، دال معجم، ذال معجم، ضمه پیشین، یاء مجهول، یاء خفیف، او کشیده و...واجهای دیگر که در فارسی وجود ندارد و در خطوط تدوین شده لُری بازنمایی شده و این واجها در خط لُری در مراجع جهانی خط تایید شده و سپس در «شرکت گوگل» به رسمیت شناخته شده و ثبت گردیده است.
تاکنون چندین کتاب در مورد تفاوت واج شناسی لُری با فارسی توسط زبان شناسان خارجی هم تالیف شده است مانند لومیِر(۱۹۲۲) و اریک جان آنونبی (۲۰۱۴) که مثال زدیم. لُری زبان است و ویژگیهای دستوری خاص خود را دارد که با زبانهای دیگر تفاوت دارد. زبان بودن لُری به میزانی بدیهی و مُستند است که شاید نیازی به مجادله با مخالفان نباشد و به نوعی اتلاف وقت و انرژی به حساب میآید. اما مخالفان زبان لُری گاهی دست به حربههای کثیفی میزنند و اینجاست که باید پاسخ محکمی دریافت کنند. و چه کسی معتبرتر و مستندتر از «پروفسور میرجلاالدین کزازی» استاد تمام دانشگاه تهران که ویدئویی از پروفسور کزازی یکی از بزرگترین محققان زبانفارسی پخش شد که با صراحت، لُری را یک زبان مستقل میدانست!
۶ مهر ۱۳۹۷ خط لُری پاپریک در کیبورد گوگل (پرکاربردترین صفحهکلید جهان) ثبت شد. احمد محمود نویسنده مشهور تحت تأثیر فرهنگ لُری قرار میگیرد و واژههای لُری زیادی در کتاب دیدار (۱۳۶۹) می آورد و در پاورقی صفحات به تشریح واژه های لُری میپردازد. یکی از داستانهای مجموعه دیدار به نام «بازگشت» به صورت رُمانی مستقل به زبان آلمانی ترجمه و چاپ شده است. کتاب«احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم» اثر: مقدسی (قرن ۴ هجری) ص ۵۵۰ صراحتاً از زبان لری یاد میکند. حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده (قرن هفتم) ص ۵۳۸ در مورد وجه تسمیه واژه لُر سه نظریه را مطرح کرده و در مورد زبان لُری بحث میکند.
آثار مکتوب به زبان لُری :
1.شاهنامه لُری (منظومه خورشید خاور اثر شاه رستم اتابک لُر)/ 2.باباطاهر عُریان (شاعر قرن ۵ هجری)/ 3.دیوان میرنوروز که از اعقاب اتابکان لُر بوده و در دوره صفویه میزیسته است/ 4.هُشیارنامه یا شاهنامه مُختصر اثر اللّه مراد لُرستانی که ساکن مُنگره بالاگریوه بوده و وقایع لرستان را در زمان قاجاریه به شیوه حماسی به نظم کشیده است/ 5.دیوان شایق لُرستانی (هادی بیک) از طایفه ساکی که مُعاصر ناصرالدین شاه بوده و نامش در تذکره الشعرا اثر رضاقلی هدایت آمده و دیوانش مشتمل بر ۴ هزار بیت است/ 6.فایز دشتستانی (لُرجنوبی) معاصر ناصرالدین شاه که در منطقه لُرنشین دشتی بوشهر زندگی کرده و دوبیتی های زیادی دارد/ 7.مُلا وارسته چگنی شاعر لُر که معاصر شاه عباس صفوی بوده و در اصفهان میزیسته است/ 8.خان الماس فرزند محمد بیک لرستانی/ 9.مُلا حقعلی سیاهپوش مُتخلص به فیلی ساکن الشتر که از سیاهپوش های بختیاری دزفول است/ 10.تذکره حُسین حزین بروجردی/ 11.تذکره امرایی (گلزار ادب لُرستان)/ 12.فخرالدین لُر (۷۱۰ هجری) که در همدان میزیسته و تقریظ نویس رشید ابن فضل الله همدانی وزیر غاران خان مُغول بود/ 13.اثیرالدین اُمانی که در قرن ۷ هجری مُعاصر حسام الدین خلیل پنجمین اتابک لُرستان بود/ 14.علی دوست : شاعر بدیعه سرای لُر که حدود ۱۶۰ سال پیش در ازنا ممیل خرم آباد میزیسته و سبک (عَلیوُسی Aliyosi) که در گوشه داد ماهور اجرا میشود منسوب به اوست و مضمون اشعار او بیشتر تغزل، شکوایه، بیان رنج و حرمان است/ 15.دیوان شعر داراب اَفسر بختیاری (۱۲۷۹ تا ۱۳۵۰ شمسی) که تماماً به زبان لُری بختیاری است/ 16.دیوان اسماعیل خان معروف به سرباز بروجردی که سال ۱۲۸۹ قمری وفات کرده و دیوانی در مراثی بنام《اسرارالشهاده》از او بازمانده که ۵ هزار بیت دارد نسخه ای از دیوانش در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است/ 17.اَنیس المسافر سال ۱۲۸۹ شمسی در بوشهر توسط غلامرضاخان والی پشتکوه بعنوان کتابی مستقل درباره لرستان چاپ شده و در جلد ۳۰ فرهنگ ایران زمین هم آمده و سال ۹۷ توسط دکتر روح الله بهرامی بازنشر شد/ 18.مُلا زلفعلی کرانی بختیاری متخلص به «مجرم» در سال ۱۲۶۰ قمری به دنیا آمد و تا سال ۱۳۳۰ قمری آثاری دال بر زندهبودن او در دست بوده است. او سراینده منظومه ۱۳۷ بیتی «حدیث کسا» به زبان لری است که البته خودش به آن عنوان «قصیده توحیدیه» داده است و قدیمیترین متن به زبان لری بختیاری است که به کتابت درآمده است
ولی قدیمیترین منبع یکدستی که میتوان از زبان لری (بهویژه از گویش بختیاری) یافت، در جنگی به شماره ۱۱۶۶ کتابخانه مجلس سنا، متنی موجود است که منتخبی از اشعار سعدی با شعرهایی از «علیرضا تجلی» و«شیخ علیبابا کوهی» را دربر میگیرد. در پایان این جنگ به خط نسخ متفاوت با خط اصلی نسخه، متنی به یکی از زبانهای محلی ایران آمده است که در فهرست کتابخانه، این متن «نامهای لُری از سعدی» دانسته شده است. صادقی (ص۹، ۱۳۷۵) این متن را لُری بختیاری میداند که به قرن ۱۱ هجری یا قبل از آن تعلق دارد.
در مجمع الفرس (قرن یازدهم) در صفحه ۱۱۸_۱۱۷ نام زبان لُری و لُرستان آمده است. در سفرنامه ابنبطوطه (قرن هشتم) به هنگام اقامت در ایذه ص ۲۰۷ از زبان لُری نام برده است. کتاب پزشکی تحفه المؤمنین نوشته: محمدمومن بن محمدزمان (پزشک شاه سلیمان صفوی، در قرن یازدهم) با نام تحفه حکیم مؤمن نیز شهرت دارد در صفحات ۲۴۰ و ۷۲۵ از لُرستان و واژگان لُری نام میبرد. در کتاب پزشکی «مخزن الادویه»اثر: عقیلی علوی خراسانی که در ۱۱۸۵ قمری تألیف شده و حاوی ۶۰۰۰ واژه طبی و دارویی است از واژههای زبان لُری در ص ۲۰۸ نام میبرد. در راحهالصدور راوندی (قرن ششم) در دو مورد اشعاری از علاءالدوله عربشاه و پسرش فخرالدین خسرو شاه (قرن ششم) موجود است که ادیب طوسی در ص ۱۱ آنها را لُری میداند. «ملا ابوالقاسم پریشان» یا «پریشان لُر» که به گفته روح بخشان (۱۳۸۳: ۶۲۷) احتمالاً در نیمه دوم قرن هشت و نیمه اول قرن نهم زندگی میکرده و اشعار او عمدتاً به زبان لُری و لری لکی هستند.
ترانههای کهن لُری بختیاری توسط دیوید لاکهارت لوریمر (۱۸۷۶-۱۹۶۲) در منطقه بختیاری گردآوری کرده است. لوریمر علاوه بر شعر بختیاری، داستان بختیاری هم گردآوری کرده است که مجموعه داستانها و اشعار گردآورده او به همت وهمن و آساطوریان (۱۹۹۵ و ۱۹۹۱) منتشر شدهاند. این متون بسیار ازنظر مطالعات گویششناسی اهمیت دارند (محمودی بختیاری و بهرامی ۲۰۰۹) / کتاب «متنهای ادبی» با نثر لُری تالیف مصطفی باقرزاده است که نثری به زبان لری دارد و با رسم الخط تخصصی لری در 200 صفحه تالیف شده است. منظومه موسی و شبان سروده «کورش کیانی قلعه سردی»یکی از اشعار ماندگار به زبان »لری بختیاری»است که در این منظومه لری همچون اشعار عرفانی مولانا و عطار، قصه موسی و شبان، ظرایف و طنزی دقیق به کار رفته است.
