آل بویه و لرها
در قرن سوم و چهارم هجری قمری در کشور ایران حکومتی تأسيس گرديد که گرايشهای شيعی داشت و بر مناطق لر نشين نيز سيطره پیدا کرد. اين حکومت، حکومت آل بويه بود که در فاصله سالهای 321 تا 448 هجری قمری در محدوده‌ی اصفهان، ری، فارس، کرمان، خوزستان و عراق مقتدرانه فرمانروايی کرد. در شيعه بودن آل بويه ترديدی وجود ندارد. حتی برخی آنها را شيعه اماميه می دانند. در تاريخ «حبيب السير» در مورد معزالدوله يکی از حکام آل بويه چنين آمده است:«معزالدوله متشبت به مذهب اماميه بود. می دانست که خلافت حق سادات صاحب سعادتست. »(خواند میر، جلد 3 ، 1362 :302) جعفریان نیز به نقل از «رازی » می نويسد: « آل بويه امامتی بودند. »( جعفریان ،1371 )
آل بويه برای دست يابی به قدرت، مجبور بود وارد جنگ شود ودر اين راه جنگهای زيادی کرد. بيشتر اين جنگها در محدوده ی قلمر
و لرها در گرفت. لرها در تشکيل حکومت آل بويه و به قدرت رسيدن آنها سهم به سزائی داشتند زيرا بخش قابل توجهی از سپاهيان آل بويه را لرها تشکيل می دادند. ترديدی نيست که دو عامل سبب پيوند عمیق خاندان بویه و لرها گردید: نخست ملیت آنها ، هم آل بویه و هم  لرها ایرانی الاصل بوده و نسب خود را به ساسانیان می رساندند. دیگری   اشتراکات مذهبی بود. چنانچه گفته شد آل بویه بر مذهب شیعه بودند. بسیاری از ساکنان مناطق لرنشین نیز مذهب شیعه داشتند ،  همین قرابتها و پیوندها سبب گرديد تا لرها از آل‌بويه جانبداری کنند و بخشی از سپاهیان آل بویه را تشکیل دهند.مستوفی در اين باره می نويسد: «علی بن بويه با برادران به لرستان بودند ياقوت با دو هزار مرد بديشان باز خورد و ديلمان را سيصد مرد بود و دويست يا سيصد ديگر از لران بديشان پيوسته و در ارجان با هم جنگ کردند»(مستوفی ، 1336 :410)
منظور مستوفی از لرستان، سرزمين لر بزرگ بوده است که بخش مهم آن در شمال شرق و شرق خوزستان قرار داشت وآل بويه در اين منطقه خود را برای نبرد آماده ساختند. به همين دليل مرداويج نيز با سپاه خود از اصفهان از طريق جاده ی بختياری به ايذه آمد تا بتواند با آل بويه که در لرستان در تدارک سپاه بودند ، بجنگد. ( ابن مسکویه ، جلد5 ،1376 :400)
پيوستگی لرها و بختياريها با آل بويه تــا بدانجاست که بسياری از صاحب نظــران و محققان وجه تسميه ی بختيـاری را نسبت دادن آنها به عـزالدوله بختيـاری می دانند وتقريبـاً بيشتر کتب و آثــار موجود در بــاره ی بختياريها به اين موضوع اشاره کرده اند، به عنوان مثال سردار اسعدمی گويد:
«ايل بختياری جليل نسب شان به ملوک بويه که ساسانی الاصلند می رسد سر سلسله ايشان بختيار عزالدوله است زيرا که قبل از عزالدوله بختيار نامی در کتب نيست  ممکن است در قدرت و سلطنت آل بويه جماعتی از کسان ايشان در ايران پراکنده شده اند.» (سردار اسعد ، 1383 :7)
حتی بعد از کشته شدن عزالدوله شواهدی وجود دارد که فرزندان، نوادگان و وابستگان وی در حد فارس و منطقه فعلی بختياری سکونت داشتند. مستوفی می نويسد:«عاقبت صمصام الدوله بگريخت و هشت سال ديگر بزيست تا در حدود فارس به دست ابناء عزالدوله بختيار، نورالدوله سالار و برادران او کشته شد. »( مستوفی ، 1336 :423)
در قبال خدمات لرها، آل بويه نیز در عمران و آبادانی مناطق بختياری و شهر مهم آن ايذج بسيار کوشيدند در کتاب «سفر نامه ی ابودلف» آمده است: «پل مزبور (پل ايذج) به دست مسمعی خراب شد ... ساليان دراز اين وضع ادامه داشت تا آنکه ابو عبدالله محمد بن احمد القمی معروف به شيخ وزير آل بويه (حسن رکن الدوله) آنرا تعمير نمود . . . و پس از چند سال کار توانستند تاق پل را بسازند و می گويند هزينه ساختمان مجدد اين پل بجز اجرت کارگران که بيشتر از دهات ايذج و اصفهان جلب شده بودند، 350000 دينار برايش تمام شد» ( ابودلف ،1354 : 93 ؛ قزوینی ،1373 :303،302) احتمالاً آل بويه برای جبران کمک لرها اقدام به تعمير اين پل نمودند که ايذه را به اصفهان متصل می نمود و از اهميت زيادی برخوردار بود.
آل بويه به گسترش مذهب شيعه و برگزاری مراسم و مناسک مذهبی آنان از جمله رسميت يافتن سوگواری حضرت سيد الشهدا (ع) نیز اهتمام ورزيد. همین عامل سبب گردید تا بسياری از علماء و بزرگان دينی فرصت مناسبی به دست آورند و به نشر افکار مذهب شيعه بپردازند. از اینرو در دوره آل بویه مذهب شیعه در مناطق لرنشین گسترش زیادی پیدا کرد.آل بويه حتی بر بغداد و دستگاه خلافت عباسی نيز احاطه پيدا کردند لذا به تقويت و گسترش تشيّع بسيار مدد رساندند. به قول محقق ارجمند آقای جعفريان «مردم ايران روزگاری گرايششان به تشيّع قوی شد که حاکم بغداد شدند (زمان آل بويه) و زمانی اين گرايش سرعت يافت که مغولان بر آنها مسلط شدند. »( جعفریان ،1371 : 12)  در این دوره شرایطی ایجاد گردید که مذهب شيعه در خاک بختياری گسترش فراوانی يافت، شيعيان و سادات مستقر در منطقه موقعيتی مناسب يافتند تا به تبليغ مذهب خود و جذب پيروان بيشتر بپردازند.«صاحب بن عياد» وزير شيعی بر جسته آل بويه نيز در منطقه جبال در گسترش و نشر تشيّع کوشش فراوانی کرد. آل بويه حتی در سرکوب قرامطه قصور نمودند و التفاتی به دستور خليفه عباسی (المطيع الله) برای دفع فتنه ی قرامطه ننمودند. در این فضا فرقه‌های مختلف شيعه آزادانه به تبليغ و نشر مذهب خود ‌پرداختند.

منابع:
1- ابودلف، مسعر بن مهلهل الخررجی: ((سفرنامه ابودلف در ايران))، با تعليقات و تحقيقات ولاديمير مينورسکی، ترجمه سيد ابوالفضل طباطبايی، انتشارات زوار ايران ، 1354 شمسی
2- بختياری (سردار اسعد). عليقلی خان: ((تاريخ بختياری))، انتشارات فرهنگسرا، تهران، 1363 شمسی، چاپ دوم
3- جعفريان، رسول: ((تاريخ تشيّع در ايران))، انتشارات مرکز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامی، تهران، 1371 شمسی، چاپ سوم
4- خواند مير، سيد برهان الدين بن همام الدين الحسينی: ((تاريخ حبيب السير فی حقايق الاخبار
     البشر))، کتابفروشی خيام، تهران، 1362 شمسی
5- قزوينی، زکريا بن محمدبن محمود: «آثار البلاد و اخبار العباد»، ترجمه جهانگير ميرزا قاجار، انتشارات اميرکبير، تهران، 1373 تهران
6- مستوفی قزوينی، حمداله، «تاريخ گزيده»، انتشارات کتابخانه طهوری، تهران، 1336 شمسی
7- مسکويه رازی، ابوعلی احمد بن يعقوب: «تجارب الامم»، جلد پنجم و ششم، ترجمه علی نقی منزوی، انتشارات توس، تهران، 1376 شمسی، چاپ اول

منبع:آزاد مردان بختیاری



تاريخ : سه شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۸۹ | 18:47 | نویسنده : پایگاه فرهنگی لُرویر |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.