سعید پایدار و علی کامرانی مقدم/بویر نیوز
تطبیق اسامی اسطوره سفر کیخسرو (پادشاه کیانی) به دنا با نام های اماکن جغرافیایی کهگیلویه وبویراحمد
* * *
اسطوره در تاریخ هر ملتی از جایگاه خاصی بر خوردار است .اسطوره های ملل در حقیقت سپیده دمان پیش از تاریخ هر قوم و ملتی محسوب می شوند.اسطوره شناسی ، به عنوان شاخه ای مهم از معرفت شناسی علو م اجتماعی ، می تواند نقش ویژه ای در بررسی چگونگی حیات اقوام و ملت ها داشته باشد . اگر چه کارهایی ارزشمند و و تحقیقات در خور ستایشی در راه شناخت و برسی اسطوره های مختلف و خاصه ایران توسط محققین و اندیشمندانی غیر ایرانی چون «ارتور کریستین سن » ، «دامستر »،«نولد که»،«بارتلمه»،«البرت جوزف کارنوی»،و از میان ایرانیان ، کسانی مانند «احمد تفضلی »«مهرداد بهار»،«ژاله اموزگار»،«کتایون مزداپور»،«ذبیح اله صفا)»،«جلال ستاری »و…..انجام گرفت ،و این پژوهش ها و تحقیقات ،جلوه های نو و قابل تاملی را از این گنیجینه تاریخی و فرهنگی پیش روی علاقمندان به هویت ،تاریخ و فرهنگ ملت ها از جمله ملت ایران گشود ،اما متاسفانه به ندرت این پژوهش ها شکل کاربردی به خویش گرفت و تاسف مضاعف اینکه ،به رغم خستگی روحی انسان مدرن از زندگی ماشینی و مدرنیته و میل به مسایل زیبا شناختی به خصوص در حوزه تاریخ ،فرهنگ و ادبیات به شنیدن این اسطوره ها و شناخت وجه تسمیه اماکن جغرافیایی که ریشه در اسامی و ماهیت این اسطورها دارد ، کمتر محقق یا مردم شناس ،فرهنگ پژوه یا به طور خاص اسطوره شناسی ،گام در این مسیر نهاد . مسیری که در دنیای پست مدرن و عصری که ان را می بایست عصر اقتصاد گردشگری ،یا صنعت بی دود توریسم دانست ،می توان از اسطوره ،روایت آن و شناسایی و شناساندن وجوه تسمیه اماکن جغرافیایی جهت پیچ و مهره ای و حلقه ای در توسعه صنعت توریسم بهره جست .اسطوره سفر کیخسرو به دنا (کهگیلویه و بویراحمد) که نه تنها در افواه و اذهان مردم سرزمین مذکور ، بلکه در مناطق جغرافیایی و اسامی اماکن ان به وضوح می توان ان را دید وشنید ،از جمله اسطوره هایی به شمار می اید که نه تنها قرابت ماهوی ان را در اسطوره های سایر ملل می توان یافت بلکه در کتب تاریخی به ویزه شاهنامه فردوسی طوسی می توان ان را مطالعه کرد.
مفاهیم:
در تعریف اسطوره آمده است :«اسطوره حکایتی موهوم و شگفت ،دارای منشأیی مردمی و نا اندیشیده است که در ان عاملانی که در زمره اشخاص نیستند و غالبا قوای طبیعت اند به سیمای اشخاص نمودار گشته و اعمال و ماجراهایشان معنای رمزی دارد»(باستید ،۴۱:۱۳۷۱) یا همین نویسنده در جای دیگر می نویسد: «اسطوره به معنای واقعی و دقیق کلمه ،داستانی خام و بی پرده و رک است که علی الاصول مناسکی در پی دارد و می اورد .مجبوریم به اسطوره اعتماد کنیم . اسطوره بر خلاف افسانه در عالم جاویدان و سرمدی تصویر شده است که ازلی و ابدی است. (همان ،۴۲۳) طبق این تعریف ، باید به اسطوره اعتماد کرد و ان را جز معتقدات یک ملت و به تعبیری «ته مانده های تغییر شکل یافته ،تخییلات و امیال اقوام و ملل و رویا های متمادی بشریت در دوران جوانی »(همان ،۳۳) دانست .اسطوره ها مشکل ذو حدین زندگی –مرگ را به طرز قاطعی حل می کنند ( یعنی جانب یکی را می گیرند )و این انتخاب ، تعیین کننده ساختار اسطوره است . جذابیت اسطوره ها به ویژه اسطوره های تاریخی جغرافیای سفر کیخسرو به دنا و مسیر طی شده از ورودی شهر یاسوج (تل خسرو) تا نا پدید شدن کیخسرو از دیده ها که سیر روایی استان با مسیر جغرافیایی ان به شکل زیبایی تطابق دارد ،زیبایی های طبیعی و تاریخی مناطق گردشگری مسیر حرکت کیخسرو به سمت دنا را با روایت این داستان اسطوره او ،صد چندان می نماید.قبل از روایت اسطوره سفر کیخسرو به دنا و انطباق اسامی کنونی در مناطق شهرستانهای بویراحمد و دنا که متن اصلی مقاله است ، می بایست یادآور شد که ذات و سرشت اسطوره های ایرانی از شرایط ویژه ای برخوردار می باشد:
الف)روایت مینوی و قدسی خدایان پیش از ورود آریایی ها یعنی اقوام بومی.
ب)ورود آریایی ها همراه با باورها و اسطوره خود وامتزاج آن با فرهنگ بومی.
ج)ظهور زرتشت و نقش مزدیسنا و زدودن بسیاری از باورها و اساطیر بومی.
داستان سفر کیخسرو به دنا
اسطوره سفر کیخسرو را از نظر تاریخی و ماهیتی می توان در زمره اسطوره های قبل از ورود آریایی ها به ایران به شمار آورد.بهار معتقد است:«… پیش از ان که آریایی ها به ایران و هند کوچ کنند، اقوام بومی به شکل وسیعی در این مناطق زندگی می کردند و دارای فرهنگ پیشرفته ای بودند.از نظر تمدن از آریایی ها جلوتر بودند….. در ایران به علت به وجود آمدن دین زرتشت که عمیقاً بر اساس تأثیرات دینیآسیای غربی شکل می گیرد، دین کهن هند و ایرانی تضعیف می شود و دیگر آن روایات کهن خدایان دینی هند و ایرانی از عالم ایزدی به عالم حماسه سقوط می کنند.ایزدان صورت پهلوانان پیدا می کنند.»(بهار،۵۶۴:۱۳۷۷)
(غار معروف به کیخسرو)
اسطوره مورد بحث نیز مصداق این مفهوم است که کیخسرو، به عنوان پادشاهی عادل و دادگر، بعد از به سامان رساندن امور جامعه به شکل مطلوب،در اوج محبوبیت و اقتدار،تصمیم به کناره گیری از قدرت می گیرد. واین ابر مرد و شخصیت کاریزما بعد از بررسی امور در کوههای کوه گیلویه(مناطق بویراحمد ودنای کنونی)،آخرین بررسی امور مردم این سامان پرداخت و از دیده ها پنهان گردید و در یک اشتراک محتوایی و ماهیتی با سایر اسطوره های ملل و حتی ادیان الهی،در اذهان سپس و سینه های مردم این ناحیه،انتظار یک منجی را حک نمود.
نه تنها فردوسی شاعر اسطوره پرداز بلکه حافظ نیز از جام کیخسرو که چون در آن می نگریستش احوال جهان و اسرار نهان پدیدی و از ورای حجاب زمان و بعد مکان آنچه خواستی مشاهده کردی .و میسراید:
بیاساقی ان می که عکسش ز جام به کیخسرو و جم فرستد پیام (قزوینی و غنی،۳۵۲:۲۵۳۷)
یا جای دیگری می گوید:
بیفشان جرعه ای بر خاک و حال اهل شوکت
که از جمشید و کیخسرو فراوان دارد
(خانلری،؟:۱۱۶).
اما داستان اسطوره سفر کیخسرو به دنا:
اسطوره سفر کیخسرو پادشاه عادل کیانی به دنا، برخلاف اغلب اسطوره ها، از چنان نظمی در خط وسیر مکانی وقوع حوادث برخوردار است که تمامی بخش های داستان را برای شنونده و خواننده موزون و قابل قبول می سازد.اهالی شهرستانهای بویراحمد و دنا در کهگیلویه و بویراحمد بر این باورند که:کیخسرو پادشاه دادگستر ایران،پس از پاک نمودن سرزمین ایران و ممالک مرتبط و همسایه باآن از جرثومه های فساد و ظلم و اقسام شرارت ها و ناپاکی ها ؛بر سراسر امپراطوری خود صلح و امنیت و عدالت را حکمفرما ساخت.او سپس به این نتیجه می رسد که این جهان و محتویات آن به مردم تعلق دارد و همه باید از آن بهره مند گردند و بهترین عمل را واگذاری قدرت به مردم دانست.بنابراین تصمیم گرفت که امور مردم را به خودشان واگذار کند و سلطنت و قدرت را رها نموده و به مکانی دور از چشم مردمان به عبادت بپردازد.کیخسرو به ابلاغ تصمیم خویش به درباریان وسرداریان سپاه ؛به رغم اصرار و پافشاری درباریان وسران در انصراف او از تصمیمش سفر خویش را به سمت کوه دنا آغاز نمود.
همه پهلوانان ایران سپاه شگفتی فرو مانده از کار شاه
همه پهلوانان تو را بنده ایم سراسر به دیدار تو زنده ایم
که تا آنچه گوید به جای آوریم به فرمان گیتی به پای آوریم
چنین دادا پاسخ گران مایه شاه که ای پهلوانان جوینه راه
شما تیغها دو نیام آورید بر آئین شمشیر جام آورید
که ما هرچه بایست بر ساختیم زدشمن جهان را به پرداختیم
شما پیش یزدان ستایش کنید بدین کام و شادی نیایش کنید
توانگر شوی چونکه درویش را نوازی و هم مردم خویش را
کسی گردد ایمن زدام بلا که یابد رها زین دام اژدها
اشعار فوق حکایت از این نکته دارد که اسطوره ی سفر کیخسرو به دنا که بصورت سینه به سینه از نسل های مختلف به نسل کنونی مردم منطقه انتقال یافته ،اولاً از شاهنامه گرفته شده که بومیان به شاهنامه،هفت لشکر گفته و ثانیاً: این اشعارمنبعی موثق و مهر تأییدی بر صحت این اسطوره دارد.
کیخسرو سفر خویش را آغاز کرد و با خداحافظی از دباریان وسپاهیان به سمت دنا روانه شد.
یلان را همه یک در بر گرفت به زاری خروشیدی اندر گرفت. (فردوسی،ج۵، ۱۴-۲۰۶).
پادشاه کیانی پس از ورود به حوزه جغرافیای دنا،در کنار چشمه آبی،مزرعه ای را می بیند که پیرمردی نحیف و تنها، مشغول گردآوری محصول زمین خویش است.کیخسرو از همراهانش خواست که پیرمرد کشاورز را را در جمع آوری محصولاتش کمک کنند.وقتی محصولات جمع آوری گردید، شاه کیانی از پیرمرد می پرسد که ای پیرمرد در کار کردن، دست جمعی کار کردن بهتر است یا تنهایی،پیرمرد جواب میدهد که در کار دسته جمعی بهتر است،وسپس شاه ادامه می دهد که در هنگام غذا خوردن چی؟پیرمرد می گوید تنهایی.از این رو،کیخسرو از بخل پیرمرد عصبانی گردیده و دستور می دهد در آن مکان هر یک از همراهان توبره ای از خاک بیاورند تا تپه ای بلند فراهم کنند و چنین کردند و در روی آن تپه(تل) به سخترانی پرداخت و این تپه(تل) را که امروزه در ۲ کیلومتری شهر یاسوج از سمت شیراز است را به نام تل خسرو معروف است.این تپه را باستان شناس اتریشی هانیس گاوبه نیز مورد کاوش باستان شناسان قرارداد و این را نیز یک اثر باستانی می نامد.(گاوبه۱۱۶ :۱۳۵۹)
کیخسرو در تل خسرو کنونی، پس از سخنرانی و نصیحت همراهان به مردم داری و وطن پرستی؛جانشین خود را بر اساس خوابی که دیده بود انتخاب می کند. شاه کیانی سپس به سمت کوه دنا روانه می شود و در ۳ کیلومتری یاسوج به سمت سی سخت، چون زال(از سرداران سپاه) او را تا آن مکان همراهی می کند و در آنجا از همدیگر جدا شده و خداحافظی می کنند.امروزه با نام«تل زالی» وجود دارد که نام آن منبعث از همین واقعه است. سپس ادر ناحیه ای که به نام «مادوان»معروف است و نام آن بر گرفته از مکانی است که مادیان مورد علاقه شاه بیمار شده و مدتی را شاه برای درمان آن در مکان مذکوراطراق کرده بود ماند . سپس در مسیر خویش در مکانی که امروز، با نام «تنگ گنجه ای» معروف است به تقسیم طلا و جواهرات (گنج ها) بین مردمانی که به استقبال آمده بودند ،پرداخت و به همین خاطر نام این منطقه را نیز تنگ گنجه ای گفته اند.در ادامه سفر، کیخسرو و تعدادی از سپاهیانش به روستای «کوخدان» یا «کومدان» که به گویش محلی آن را «کخدون» می گویند.رفت و در آنجا چون کومه ای را برای استراحت برپا کرد ،آن را به این نام خوانده اند.سپس با آب چشمه ای خودش را شستسو داد که به همین علت نام این چشمه را «چشمه بشو» گفته اند. وبر روی سنگی که بعد ها به علت با اینک کیخسرو روی ان ایستاد و سخنرانی کرد به «برد شاه» یا سنگ شاه معروف است.او آخرین سخنرانیش را برای همراهان و سایر مردم ارائه کرد.و در مکانی که امروزه سی سخت نام دارد و نام آن بر گرفته از همین اسطوره است که چون تعداد سی نفر از پهلوانان و مردان قوی و سخت به علت سرما و کولاک جان خود را از دست دادند ،ان را به معنای سخت مردن سی مرد یا محل جان دادن سی پهلوان و سردار سخت دانسته اند .(نیک اقبال ،۵۱:۱۳۸۸ )در نهایت در گردنه ای که امروزه به نام گردنه بیژن «بیزن» مشهور است کیخسرو از جوانترین و قوی ترین سردار خویش بیژن جدا شد. (مجیدی ،۱۳۷۱:۵۹۱)،(نیک اقبالیان،۱۳۸۸:۵۰-۱) اخرالامر وارد غاری شد و از دیده ها پنهان شد که به(غار کیخسرو ) و بومیان بر این اعتقادند که طلسم است و کسی نمی تواند وارد این غار شود و اعتقاد به زنده بودن و بازگشت وی دارند. انطباق نام اماکن جغرافیایی با سیر منظم و دقیق روایت داستان سفر کیخسروبه دنا جدای از زیبا یی های طبیعی مناطق مذکور،شکل روایی ان می تواند برای هر گردشگری زیبا و جذاب باشد.
آن مرزبانان چنین گفت شاه که امشب بر آنیم از این جایگاه
بگوئیم کار گذشته بسی کز این پس مرا خود نبیند کسی
مرا روزگار جدائی بود کنون باشد ش آشنایی بود (فردوسی،ج۵، ۲۰۷).
زخسرو ندیدند جای نشان زره باز گشتند چون بیمشان
همه تنگدل گشته و تافته سپرده زمین شاه نایافته
خروشان بر آن چشمه باز آمدند پر از غم دل و با گداز آمدن
بر چشمه یکسر فرود آمدند زخسرو همی داستاهها زدند (همان،ص ۲۰۶).
یکایکبه برف اندرون مانده اند ندانم بدان جای خود مانده اند
زمانی تپیدند در زیر برف یکی جا شد کندن هر جای ژرف
چو برف از زمین بادیان بر کشید بند نیزه نامداران پدید
نماند هیچ کس را زایشان توان برآمد به فرجام شیرینی روان (همان،۲۱۴).
یادر جایی دیگر می سراید:
رفتند با او زایران سران بزرگان بیدار و کند روان
همی رفت لشکر گروهها گروه زهامون بشد تا سر تیغ کوه
زن و مرد ایرانیان صد هزار خروشان برفتند با شهریار
همه کوه پر ناله و با خروش همی سنگ خارا بر آمد به جوش
بدان مهتران گفت زن کوهسار همه بازگردید به شهریار
سه مرد گرانمایه و سرافراز شنیدند گفتار و گشتند باز
چو دستان و رستم چو گودرزِپیر جهانجوی بیننده ویادگیر
نگشتند زو باز چون طوس و گیو همان بیژن و م فریبرز نیو
بره بر یکی چشمه آمد پدید جهانجوی کیخسرو آنجا رسید
بدان آب روشن فرود آمدند بخوردند چیزی و دم برزدند
چو بهری ز تیره شب اندر چمید کی نامور پیش چشمه رسید
بران آب روشن سر وتن بشست همه خواند اندر نهان زندواست
چو از کوه خورشید سر بر کشید زچشم جهان شاه شد ناپدید
هم آنکه بر آمد یکی باد و ابر هوا گشت برسان چشم هژیر
چو برف از زمین بادبان بر کشید نبد نیزهء نامداران پدید
همی بود رستم بران کوهسار همان زال و گودرز و چندی سوار
بدان کوه بودند یکسر سه روز چهارم چو بفروخت گیتی فروز
بگفتند کین کار شد با درنگ چنین چند باشیم با کوه و سنگ
ببودند یک هفته بر پشت کوه سر هفته گشتند یکسر ستوه
بدیشان همه زار و گریان شدند بران آتش درد بریان شدند
برفتند ز آن کوه گریان به درد همه هر کسی از کسی یاد کرد
اگر چه فردوسی در شاهنامه سترگ خویش ،از غیب شدن کیخسرو در کوهی و اینکه آن کوه برف گیر و صعب العبور بوده، سخن می راند، اما از نام کوه سخن نمی گوید.اما شواهد و قرائن از جمله روایات تاریخی و جغرافیایی کتب و انطباق اسامی جغرافیایی با شکل روایت اسطوره ما را به این واقعیت تاریخی رهنمون می سازد که دنا، محل غیب شدن کیخسرو و مرگ همراهانش بوده است.
چنانچه :مؤلف تاریخ گزیده می نویسد:ا« گروهی گویند : کیخسرو در دمه بمرد، در کوه دنا (کوه گیلویه) (مستوفی،۹۱:۱۳۶۴).کوه دنا بر خلاف کوه دماوند(دبناوند) که در اساطیر ایران مرکز دیوها و جادوها به شمار می آید و مأوای ضحاک مار به دوش را در آنجا می دانند؛کوهی مقدس است که کیخسرو در آن غایب شده است.خود کلمه دنا نیز احتمالاً در اصل«دئنا»بوده و به معنای «دین» است.محمد جواد مشکوردر این باره معتقد است:این در زبان روستایی و کتاب زرتشت بصورت دئنا امده که به معنای وجدان و ضمیر پاک است .یا مؤلف کتاب «ایران در زمان ساسانیان می نویسد:دئنا (دین) یک اصطلاح مذهبی بسیار مهم و اساسی و به گمان من نیبرگ معمای این کلمه ظاهراً مبهم و متناقض را حل کرده است.دئنا نخست به معنای روان مجذوب مؤمن می باشد،سپس جمع روانهای مجذوب را گویند،یعنی جمعیتی که دارای یک آئین نیایش مشترک است،یا به عبارت دیگر امت زردتشتی»(کریستین سن،۶۰:۱۳۷۹)
اگرچه طبری (متوفی،۳۱۰ هـ.ق)در باب ناپدید شدن کیخسرو می نویسد : کیخسرو نهان شد.بعضی ها گفته اند گوشه گرفت و کس ندانست کجا مرد و مرگش چنان بود و بعضی سخن +های دیگر گفته اند:( طبری، ۱۳۵۲: ۴۶۹ ) وابوعلی مسکویه (متوفی ،۴۲۱ هـ.ق) می گوید: کیخسرو پنهان شد.برخی گویند که برای پرستش یزدان پنهان گردیده و کس نداند که در کجا مرده است.پاره ای جز این گویند.(مسکویه،۱۳۶۹ : ۷). و ابن اثیر مستوفی (۶۳۰ هـ.ق.) در این باره می نویسد:پس از آن کیخسرو از ایشان جدا گشت و پنهان شد و کس ندانست بر سروی چه آمد و کی در گذشت.برخی دیگر این داسان را به گونه ای دیگر باز گفته اند)،(ابن اثیر، ۱۳۷۰ :۶۸۹).اما همگی از اینکه کیخسرو پنهان گردید و اینکه در مکانی برای پرستش غیب شده است اذعان دارند . مؤلف تاریخ گزیده در قرن هشتم هجری وقتی مکان مرگ کیخسرو را در در دمه در کوه دنا به کهگیلویه می داند(مستوفی،۹۱:۱۳۶۴) و از آنجا که کوه دنا را طبق تعریف واژگانی، مکان مقدسی دانسته اند،بنابراین شکی نمی ماند که مکان غایب شدن و مرگ کیخسرو کوه مقدس دنا باشد و اگراین احتمال را بپذیریم،صحت داستان سفر کیخسرو به دنا نیز تآیید کرده ایم.
مؤلف فارسنامه ناصری نیز در این باره معتقد است:… در میان شمال و مشرق گنجه به مساحت ۲ فرسخ، تلی است یعنی گردنه و عقبه ای که آن را به زبان اصلی کوه گیلویه مله بیژن(۱) گویند و در این کتل، بیژن و همراهان کیخسرو از باد و برف هلاک شدند.(حسینی فسائی،۱۳۷۸، ج۲ ، ۱۴۷۲)
ایرج افشارستیانی از ایران شناسان قرن حاضر نیز بر این باور است: مردم بومی این منطقه بر این باور هستند که کیخسرو کیانی از سوی گردنه بیژن و چشمه بشو، به ارتفاعات کوه دنا رفته و پس از استحمام در چشمه بشو در غاری آرمیده و به سنگ تبدیل شده تا در سال آینده به اراده خداوند متعال دوباره زنده شود، جان بگیرد و ایران را از پلیدیها و دشمنان رها سازد(افشارسیستانی،۵۲۶:۱۳۶۶).
۱٫همان گرده بیژن(بیزن) است که نام آن برگرفته از خداحافظی و جدایی بیژن آخرین سردار جوان کیخسرو از اوست.
نتیجه گیری :
اسطوره سفر کیخسرو به دنا (شهرستانهای بویراحمد و دنای کنونی)، که در میان مردم این مناطق رایج است ،جدای از سرودن و به نظم در اوردن ان توسط فردوسی که اشعاری کاملا منطبق با سیر روایی داستان دارد؛در منابع دست اول تاریخی که در قرون سوم و چهارم هجری نوشته شده اند نیز به ان داستان از منظر واقعه تاریخی اشاره شده است .نامهای جغرافیایی که در حوزه مکانی مورد بحث (بویراحمد ودنا)، وجود دارد از جمله:تل خسرو،تل زالی ،مادوان،تنگ گنجه ای ،سی سخت ،کوخدان،گردنه بیژن،چشمه بشو،و غار کیخسرو،می توان نه تنها از منظر گردشگری طبیعی و اکوتوریسم ،بلکه در حوزه توریسم و اداب رسوم (توریسم فرهنگی )و به ویژه سیر تاریخی و جغرافیایی اسطوره،روایت این اسطوره و بیان وجوه تسمیه اماکن مذکور،پتانسیل های بسیار خوبی برای جذب گردشگر داشته باشد.
برچسبها: لُرهای کهگیلویه و بویر احمد





