طراحی سایت

قالب وبلاگ

پایگاه فرهنگی لُرویر

طراحی سایت


پایگاه فرهنگی لُرویر
 
وب فرهنگی جامع اقوام لُر(لک،فیلی،ثلاثی،بختیاری،ممسنی،کهکیلویه و بویراحمدی)
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390 توسط پایگاه فرهنگی لُرویر

 دكتر امين الله نيك اقبالي متولد اسفند 1329استان كهگیلويه و بوير احمد ،رئیس انجمن چشم پزشکی ایران و یکی از مفاخر کهکیلویه و بویر احمد و قوم بزرگ لُر است . ایشان تحصیلات ابتدایی را درشهرستان دنا وشهر سی سخت گذرانده اند.دبيرستان را در شيراز ورشته  پزشكي و چشم پزشكي را در دانشگاه شيراز(پهلوی قدیم) به اتمام رسانده اند.

عصردنا : گفت و گو با مشاهير استان كهگيلويه و بويراحمد از برنامه هاي در نظر گرفته شده براي اين پايگاه اطلاع رساني است . دكتر امين الله نيك اقبال به عنوان اولين چشم پزشك تاريخ استان كه امروزه رييس انجمن چشم پزشكي ايران را هم بر عهده دارد قطعا از مفاخر استان محروم كهگيلويه و بويراحمد است . گفت و شنود اختصاصي "عصردنا " با او خواندني است .

***جناب آقای دکتر نیک اقبالی با تشکر ازوقتی که به ما داديد. 
برای شروع از بیوگرافي خودتان و چگونگي  ورودتان به رشته چشم پزشكي برایمان بگویید؟

 دكتر امين الله نيك اقبالي متولد اسفند 1329استان كهگیلويه و بوير احمد هستم.تحصیلات ابتدایی را درشهرستان دنا وشهر سی سخت این استان كه جاي بسيار زيباي است (كه به همگان  توصيه مي كنم كه اگر نرفته اند حتما برای يك بارهم که شده به این منطقه که از جاهاي بسيار دیدنی ایران و لطف خداوندي برای آن از نظر زیبایی در حد نهايت بوده ، بروند)گذراندم.
دبيرستان را در شيراز ورشته  پزشكي و چشم پزشكي را در دانشگاه شيراز(پهلوی قدیم) به اتمام رساندم.در سال 60 به  استان كهگلويه و بويراحمد برگشتم و در آنجا (ياسوج)طبابت را شروع كردم . درواقع  بعد از دوهزار و پانصد يا سه هزار سال  استان كهگیلويه و بوير احمد با حضور من چشم پزشك دار شد. خوشبختانه  پيش بيني هايي را  براي كل استان كردم و تجهيزات چشم پزشکی را براي همه ی شهرستان های استان از جمله گچساران و دهدشت سفارش دادم که درآنجا به کارگرفته شد.بعد از دو یا سه سال دوباره به شیراز رفتم . برای خدمت سربازی به تهران آمدم وبعد از طی این دوره مجددا به دانشگاه شيراز برگشتم. مدتي در دانشگاه شيرازبكارمشغول شدم .
 مدتي نيز رئيس بيمارستان شيراز بودم . در سال 64 بنا به توصيه آقاي دكتر ملك زاده كه آن وقت رئيس دانشگاه شيراز بود به بخش چشم  دانشگاه شيراز رفتم وتوانستیم تغييرات خيلي وسيعي در آن بخش ايجاد و يك بخش چشم مدرن و خوب راه اندازی کنیم. این دوران مصادف شده بود با رفتن دكتر خدادوست و دكتر اشرف زاده  که  خلائی  ايجاد شده بود ولي خوشبختانه با كمك همكاران در آن زمان توانستيم وضعيت بسيار خوبي را براي بخش چشم دانشگاه ايجاد كنيم و امكانات مدرنی رافراهم سازیم.
اين امكاناتي كه امروزه در اين بخش وجود دارد اکثرا دستاورد همان دوره بوده است.
بعد از چهاریا پنج سال كه در آنجا كار كردم بنا به درخواست سركار خانم كروبي كه رئیس بيمارستان خاتم الانبياء بودند از دانشگاه شيراز به تهران مآموريت گرفتم و در این بیمارستان مشغول بکار شدم و همزمان در  دانشگاه تدریس مي كردم .
بخش چشم پزشكي را در بيمارستان اميرالمؤمنين سابق كه الان بيمارستان حضرت رسول (ص)  است ايجاد کردیم که پس از مدتی مديريت آن را به همكاران سپرديم .هنوز هم بخش چشم آن يك بخش خوب و فعال است كه با بسياري از مراكز چشم پزشكي دنيا رقابت مي كند. از يك سال قبل به دانشگاه تهران منتقل شدم.
در سال 80 به درجه استادي مفتخرشدم  و هم اکنون در خدمت دانشگاه و دانشجويان و ستياران و گروههاي فوق تخصصي ك تدریس می کنم . گاهي كارهاي خصوصي هم انجام مي دهم.
*** آقاي دكتر شما در آن فقر كهگيلويه و بوير احمد و شرايط  سخت وامکانات ناچیز تحصيلي چطورتوانستید چنین رشد علمی داشته باشید؟
منطقه ای كه من آنجا بودم(سي سخت) بافت فرهنگي قوي داشت،دوران ابتدايي را در سي سخت گذراندم،  در سال 41 که از مدرسه ابتدايي فارغ التحصيل شدم، بلافاصله پدرم چون فردی فرهنگي بود علاقمند بود كه من تحصيلاتم را ادامه دهم  كه برای ادامه تحصیل در دبيرستان نمازي شيراز ثبت نام كرد م.پدرم با همه مشكلات و كمبودهايي كه داشتیم حاضر شد  از خيلي منافع شخصي خود بگذرد و بقيه خانواده را در فشار بگذارد تا من بتوانم ادامه تحصيل دهم.
لطف خداوند هم  شامل حال ما شد و بلافاصله درسال48 در رشته پزشکی دانشگاه شيرازقبول شدم.آن زمان به این فكر بودم  كه از رشته پزشكي به مهندسي بروم.چرا كه ديپلم رياضي داشتم ولي پدرم اصرار داشت كه اگر می خواهی منشآ خير و خدمات باشي در پزشكي بيشتر مي تواني خدمت .
علي رغم میل باطنی رشته پزشكي را ادامه دادم و فارغ  التحصيل شدم .در طول تحصیل نذر كرده بودم كه وقتی فارغ التحصيل شدم به استان خود برگشته ودر آنجا خدمت كنم. حدود سه ، چهار ماهی بعد از اتمام درس به ياسوج رفته و دربيمارستان شهيد بهشتي(هلال احمر سابق) شروع به كار كردم بعد از مدتی دستياري در رشته جراحي را در دانشگاه شيراز شروع كردم. بعد از يك سال در رشته چشم پزشكي ادامه تحصیل دادم و سال 60 فارغ التحصيل شدم.
آقاي دكتر قريب اصرار داشتند كه در دانشگاه شيراز بمانم و هيئت علمي دانشگاه شيراز در بخش چشم باشم ولي بخاطر نذري كه داشتم به استان خود برگشتم.در سال 62 برای انجام خدمت سربازي به دانشگاه شيراز بر گشتم که خدمت وظيفه را به صورت عضو هيئت علمي انجام دهم . با توجه به اینکه درآن زمان کشور درگیر جنگ بود ، از من خواستند كه به ارتش بروم ودر بيمارستان 504 تهران مشغول به كار شوم.من تنها افسر وظيفه در سال 62 و 63 بيمارستان 504 تهران بودم.
 درآن دوره كارهاي خاصي انجام دادم  كه بعدا در این زمینه توضيح خواهم داد. همزمان با  خدمت سربازي  بعد از ظهرها در بيمارستان لبافي نژاد تهران به عنوان جراح شبكيه خدمت می کردم و آموزش مي دادم.
در سال63 آقاي دكتر ملك زاده اصرار داشتند که به شیراز برگردم و دربخش چشم دانشگاه شيراز فعالیت هایم را  ادامه دهم و آقاي دكتر سجادي (مسئول بيمارستان لبافي نژاد تهران) به خاطر كمبودي كه آن زمان بود از من می خواستند که در این بیمارستان بمانم  ولي باز هم به دليل تعهدم  به دانشگاه شيراز ونزدیکی شیراز به یاسوج  که خدمت به همشهریانم را برای من راحت تر می کرد به شيرازبرگشتم و چهار،پنج سال آنجا خدمت کردم.
سال 67 دربازديدي که از بيمارستان خاتم الانبياء(ص) داشتم دیدم تمامی امكاناتي كه براي يك بيمارستان چشم پزشكي خوب در نظر داشتم در آنجا فراهم است ولي از آن بهره برداري نمي شود، به همين جهت با صحبت هايي كه با خانم كروبي داشتيم و امكاناتي كه ايجاد كردند از دانشگاه شيراز به بيمارستان خاتم النبياء(ص) آمدم وبخش چشم آنجا را فعال كردم. وابستگی به تكنولوژي و امكانات باعث شد كه از زادگاه خود دور شوم.
***همچنان اين علاقه  به شهر وزادگاهتان پابرجاست و دوست داريد برگردیدو ادامه نذرتان را ادا كنيد؟
همين طور است. اکثر همشهريانم  كه كم و بيش با من سر و كار دارند مي دانند كه من جزء كساني هستم که وابستگی ام  به زادگاه و مردم  آنجا خیلی زیاد است، حتی اینجا در محیط کارم وقتی همشهریانم را می بینم حقیقتا خوشحال می شوم. دلم می خواهد تا جایی که ممکن است کمکشان کنم به  همین خاطر از بقیه بیمارانم عذر خواهی می کنم وآنها را  بدون نوبت پذرش می کنم. به هر طریقی شده همان روز  کارشان را راه می اندازم، خلاصه تا آنجایی که درتوانم باشد همراهی شان می کنم .انشاءالله که آنها و خداوند از من راضی باشند.
*** آقای دکتر چطور شد که چشم پزشکی را انتخاب کردید، یعنی چطور تخصص قلب یا ارتوپد و یا ......را انتخاب نکردید؟
 اگر حالا به من بگویند که چرا این کار را کردی و این تصمیم را گرفتی، می گویم رشته های پزشکی هیچکدام با هم فرقی ندارند،اگر شما بتوانید به جایگاهی برسید که واقعا صاحب نظر باشید همه رشته ها خوب هستند. حتی شما به عنوان یک خبرنگار اگر به جایی برسید که خبر نگار مرجع باشید خودتان از کارتان لذت می برید. من دستیاری جراحی را بخاطر این انتخاب کردم چرا که فکر می کردم می توانم در آن پیشرفت خوبی داشته باشم .آقای دکتر بائز زاده که رئیس بخش جراحی وهمچنین رییس من بودند از من که یکی از دستیارانش بودم.
 خواستند دررشته جراحی بمانم چرا که از کارم رضایت کامل داشتند. می دانستم اگر بخواهم جراح عمومی باشم همیشه کارم وابسته به خیلی چیزها مثل بیمارستان ، بیهوشی  ،تکنیسین ها و کلا یک تیم دیگر است و حالت استقلالی که دلم می خواست به عنوان یک طبیب داشته باشم و بتوانم تکلیف بیمار را خودم مشخص کنم ندارم بنابراین در نهایت کم علاقگی وارد چشم پزشکی شده و کارم را شروع کردم .
 با وجود اینکه همه می گفتند که با وجود یکسال سابقه جراحی برای پذیرفته شدن در سایر رشته ها مشکلی نداری ولی دکتر خدا دوست گفتند هیچ تخفیفی برای شما قائل نیستم، برای قبول شدن هم هیچ امتیاز مثبتی نمی دهم و باید در امتحان دستیاری من شرکت کنی اگر قبول شدی قبولت می کنم .با این حال همه شرایط را قبول و در آزمون شرکت کردم که خوشبختانه قبول شدم.
***چرا چشم پزشکی را انتخاب کردید؟
در واقع چشم پزشکی هم جراحی و هم داخلی است و جزء محدود رشته های پزشکی هست که داخلی اش همان داخلی چشم پزشکی است و جراحی اش فقط جراحی چشم پزشکی است. من اکثر عمل هایم را بدون بی هوشی با یک دستیار که کنارم تربیت شده باشد انجام می دهم.فکرکردم من در هر نقطه از استان کهگلویه و بویر احمد که بخواهم کار کنم می توانم یک مرکز چشم پزشکی را بدون وابستگی به افراد ایجاد کنم .شاید همین مسئله یکی از مهمترین دلایل گرایش من به چشم پزشکی بود. چشم پزشکی  فرقش با رشته های دیگر این است که ارتباطش وابسته به تکنولوژی روز دنیاست.
 در واقع می توان گفت که عدم  وابستگی به گروههای دیگر پزشکی  برای حل مشکل بیمارانم من را وادار کرد چشم پزشکی را انتخاب کنم.
**آقای دکتر شما خیلی اشاره کردید به لزوم وجود تکنولوژی و
امکانات در چشم پزشکی ،سوال من اینست که اولا مقایسه ای بفرمایید پیرامون تکنولوژی آن زمان  ایران ، روزهایی که شما در استان محرومی مثل کهگیلویه و بویراحمد فعالیت می کردید و امروز که در پایتخت  وبا پیشرفته ترین تکنولوژی ها کار می کنید؟
ابزار و امکاناتی راکه در سال 60 برای یاسوج تهیه کردم و راه انداختم همان امکاناتی بود که عملآ در بیمارستان خلیلی شیراز هم موجود بود.تمامی سعی ام این بود که تمام  امکانات آن زمان چشم پزشکی را در بیمارستان شهید بهشتی یاسوج فراهم کنم . حقیقتآ آن تکنولوژی که در سالهای 56 تا 60 با آن کار می کردم آن تکنولوژی نیست که الان چشم پزشکی دارد.
بسیاری از آموزش های چشم پزشکی عملا فرق کرده است  مثلآ آن موقع آب مروارید را به صورتی دیگر عمل می کردیم الان با روشی دیگر عمل می کنیم. من زمانی که دستیار بودم اصلا لیزر، سونوگرافی، اکو گرافی بعضی از عمل هایی مثل شبکیه وجود نداشت. همه این تکنولوژی ها از سال 60 به بعد آرام آرام وارد بازار شدند.امروزه چشم پزشکی نمی تواند بدون این وسائل کار کند .
 نقشی که الان لیزر در دنیای چشم پزشکی  بازی می کند در هیچ رشته پزشکی ای ندارد. چشم پزشکی 30 سال قبل با الان دنیایی با هم فرق دارند. الان لیزر بسیار کارایی دارد و خیلی از چیزهای ناشناخته پشت آن وجود دارد.
قبلآ اگر ضایعه ای در شبکیه بود و ما نمی دانستیم چيست امروزه با یک آنژیوگرافی بسیار ساده و راحت (به این صورت که پشت دست یک سوزن می زنیم و ماده آنژیو گرافی را تزریق می کنیم) 15 ثانیه بعد در چشم ضایعه را می بینیم و درعرض10دقیقه بیماری را تشخیص می دهیم. غیر از این تکنولوژی های جدیدتری آمده مثل اوسیتی که خیلی راحت یک برش لیزری از مقاطع چشم ایجاد می کند و بعد از 2دقیقه می توانیم بگوییم که ضایعه ای که در چشم است بخاطر چیست.
به چه ضخامتی در چشم است چه نقشی و چه کاربردی دارد؟یک چشم پزشک باید به روز باشد و هر ساله در کنگره های سالانه شرکت کند و در کنارهمکاران جهانی اش باشد و با شرکتهایی که تکنولوژی را ایجاد می کنند ارتباط داشته باشد .
عقیده شخصی من این است که اگر یک چشم پزشک دو سال با اطلاعات روزچشم پزشکی فاصله بگیرد تا بخواهد خودش را به روز کند بسیارسخت خواهد بود و عقب خواهد ماند.
***با وجود همه این امکانات که شما می فرماييد کسانی که چشمشان ضعیف است چطور هنوز از عینک استفاده می کنند؟
خود شما هم از عینک استفاده می کنید!عقیده شخصی من این ست که عینک یک دستاورد بسیار خوب چشم پزشکی است اولآ که سیستم حفاظتی خوبی  برای  چشم در هر مکانی  می باشد،نه تنها چشم شما را از اشعه ماورای بنفش حفاظت می کند بلکه از بیشتر خطرات چشم شما را حفاظت می کند. دراکثر  تصادفات شما اگر عینک به چشم داشته باشید صدمه نمی بیند . وقتی چیزی به این خوبی بینایی را تامین کند چه لزومی دارد که از چیز دیگری استفاده کنیم من مخالفتی با لیزیک ندارم ولی کسی را تشویق به لیزیک نمی کنم .
به عنوان چشم پزشک عقیده ام این است که هزاران سال است که بشر از عینک استفاده می کند ، وسیله  محافظتی بسیار خوبی است ولی اگر معذوراتی داشته باشید از لحاظ زیبایی میتواند لیزیک کند. خوشبختانه در این مورد هم خیلی پیشرفت داشتیم ولی من به شخصه ترجیح می دهم عینک داشته باشم هم برای بینایی و هم برای حفاظت از چشمانم. لیزیک کردن مثل این است که شما بینی تان را عمل کنید یا نکنید!
 
***سطح چشم پزشکی ایران را نسبت به دنیا چطور می بینيد؟
من از سال 56 و 57 که با جامعه پزشکی کار می کنم می بینم  پزشکان ایرانی و سیستمی که حاکم بر علم پزشکی کشوراست  طوري بود که سعی شده علم جامعه پزشکی  به روز نگه داشته شود و هیچ وقت ممانعتی در پیشرفت آنها ایجاد نشده است.ما از جهت امکانات و علومی که داریم اگر بالاتر از اروپا نباشیم پایین تر نیستیم.
من به عنوان مسئول چشم پزشکی ایران می گویم که چشم پزشکی ما در خاور میانه حرف اول را می زند. تعداد مقالاتی که داریم ،اقدامات علمی که انجام می دهیم و مریض هایی که از خاورمیانه برای معالجه در ایران سرویس می گیرند و بر می گردند خود نشان می دهد که این حرف درست است.
 الان بیش از یک پنجم بیماران مراکز تهران را بیماران خارجی تشکیل می دهند که از عراق و کویت و قطر،آذربایجان و ارمنستان و... می آیند.
ما ظرفیت توریست چشم پزشکی را داریم البته باید ارتباطات بین المللی و به خصوص ارتباطات منطقه ای را اینقدر توسعه دهیم که بتوانیم خود را معرفی کنیم و تسهیلاتی را برای ورود و خروج این بیماران فراهم سازیم تا بتوانیم تمام این نواحی را زیرچترخود بگیریم .
هم اکنون تعداد زیادی مراکز چشم پزشکی ایران در اربیل عراق توسط چشم پزشکان ایرانی ایجاد شده است .این نشان می دهد که چشم پزشکی ما ظرفیت لازم برای ارائه خدمات به کشور های منطقه را دارد.
***چرا خیلی روي این قضیه تبلیغ نمی شود و رسانه های ما به مسئله جایگاهمان در خاورمیانه نمی پردازند،شما اشکال کار را درچه چیز می بینید؟
بله متاسفانه خلائي  در ارتباطمان باجوامع بین المللی ایجاد شد ه است .شاید به این دلیل  باشد که ارتباطمان با اروپا و آمریکا بیشترازخاورمیانه بوده است. پزشکان ما چون می خواستند با هر سفری که می روند دانشي  کسب کنند و با خود بیاورند به اروپا و آمریکا می رفتند ،کمتر پیش می آمد بخواهند به  کشورهای اطراف بروند .
 در کشورهای اطراف هم به دلایل خاصی که می دانید ، نمی خواهند توفیق های علمی ما در زمینه های مختلف را می بینند و اصلا نمی خواهند که مطرح شویم. به طور مثال قرار بود.
چشم پزشکان ایرانی به بحرین سفر کنند که  مقالاتشان را در عرصه بین الملل معرفی کنند که دقیقآ مصادف شد با سخنرانی یکی از بزرگان مملکت ما در خصوص مسئله بحرین و این بهانه ای شد برای اینکه چشم پزشکان  ما را راه ندهند .
ما اعتراض شدیدی کردیم ،عذرخواهی کردند و گفتند که از این به بعد جاهایی کنفرانس ها را برگزارمی کنیم که مسائل سیاسی در آنجا مطرح نباشد .مثلآ امسال کنگره ای در زمستان در ابوظبی (امارات) برگزار خواهد شد .تبلیغات وسیعی در خصوص اين که چشم پزشکان ایرانی مقالات خود را مطرح کنند،انجام شده است. 
کشورهای منطقه می خواهند خاورمیانه را در جوامع علمی بین المللی  مطرح کنند واین اتفاق وقتی رخ می دهد که کشوری مثل ایران بتواند خودش را نشان بدهد. هر چقدر که ما آنجا بتوانیم خود را مطرح کنیم نهایتآ به نفع خاورمیانه می شود که  متاسفانه فعلا از نظر سیاسی مسائل چشم پزشکی در میاکو در دست آنهاست.
***آقای دکتر امروزه ما درسطح دنیا چه جایگاهی را داریم؟
عرض کردم ما از نظر کیفی و کمي اگر از اروپا بهتر نباشیم کمتر نیستیم .نمونه اش این است که ما فارغ التحصیل هایی از کشورهای مختلف دنیا داريم كه در آن کشورها چهار الی پنج سال دوره چشم پزشکی می بینند و پیش ما می آیند که آنها را به عنوان چشم پزشک تایيد کنیم . 
بررسی می شود که اکثرآنها در این دوره درجه بندی،درحد دانشجوی دو ساله ایران قرار می گیرند، تحصیل کرده اروپا هم در بین آنها وجود دارد. فارغ التحصیلان چشم پزشکی از  کشورهای آمریکایی  متفاوت هستند به دلیل اینکه در آمریکا و کانادا سخت گیری های بیشتری می شود و روش های آموزشی خاص خود را دارند.
مدرك چشم پزشکانی که از آمریکا مي آيند با ارزش تر است . می توانم بگویم واقعا در خاورمیانه ایران حرف اول را می زند.
***شما به عنوان رئیس انجمن چشم پزشکی ایران این اطمینان را به مردم می دهید که هیچگونه نیازی برای اعزام بیمار برای مداوا به خارج از کشور در خصوص بیماری های چشمی نداریم؟
دقیقا اتفاقی که افتاد  همین بود ، در زمان جنگ به دلیل مسائل  آن زمان ونیاز شدیدی که به درمان مجروحین جنگی بود وهمچنین تقاضای بسیاری از مجروحین برای مداوا در خارج از کشور ، نهایتا تعدادی از این افراد مجروح در ایران و تعدادی دیگربرای مداوا به خارج از کشورفرستاده  شدند.
تعجب آور بود که آنهایی که در ایران درمان می شدند اگر بهتر از کسانی که خارج از کشورتحت درمان قرار گرفتند نبودند ضعیف تر هم درمان نمی شدند .به همین دلیل اعزام به خارج از کشور مگر به تقاضای خودشان متوقف شد.
***علت این که  برخی افراد برای تخصص چشم پزشکی به خارج می روند  چیست ؟
از نظر علمی در سطحی هستیم که دانشجويان بدون دغدغه در داخل تحصیل کنند .تعداد از فارغ التحصیلان به دلیل استعداد و هدفی که برای زندگی دارند تصمیم می گیرند به کشورهای غربی سفر کنند و در آنجا تخصص بگيرند ،بخصوص اینکه كساني که بسیار با استعداد هستند راحت تر پذیرفته می شوند.
در آنجا اگر کسی  بتواند درخشش داشته باشد، درخشش بین المللی است.درخشش  خیلی ازچشم پزشکانی که درایران هستند قویترازپزشکان آمریکایی است، ولی بازتاب بین المللی ضعیف تری دارند وخود این حالت باعث می شود که دوست دارند به خارج از کشور بروند. عده ای هم  هستند که می خواهند دستیاری را شروع کنند ونمی توانند پذیرش داخل کشور را بگیرند بنابراین به کشورهای دیگر می روند و در آنجا چند سال دوره می گذرانند و به ایران برمی گردند .
طبق ضوابط وزارت بهداشت باید از این افراد امتحاناتی گرفته شود، اگر قبول شدند این افراد را در سطح پایین تری مثل سطح دو یا سه قرار می دهند تا بتوانند با دستیارانی که در این رده تربیت می شوند هماهنگ شده و معلومات آنها افزایش یابد و بتوانند در امتحانات تخصصی فارغ التحصیلی شرکت کنند .اگر درامتحان فارغ التحصیلی  قبول شدند به عنوان چشم پزشک به اصطلاح برد دار ،یعنی کسانی که برد را گذرانده معرفی می شود معرفی در غیر اینصورت به عنوان چشم پزشکی که حق فعالیت چشم پزشكي را ندارد نام برده می شوند .
****بحثی که فرمودید نشان می دهد که سطح چشم پزشکی ایران بالاتر ازبسیاری از کشورها است . دوستان دیگر شما هم همین را فرموده اند و اشکال کار را در این می دیدند که تعداد زیادی از چشم پزشکان ما فقط به زبان فارسی مسلط هستند و به همین دلیل با مجامع علمی دنیا ارتباط ندارند و نمی توانند درخشش های خود را به دنیا بشناسند . نظر شما چیست ؟
شما اگر بخواهید جایی معرفی شوید یا از نظر بین المللی مطرح شوید باید به زبان انگلیسی مسلط و حرف بزنید . به همین جهت چشم پزشکانی از ایران که به کنفرانس بین المللی می روند با زبان انگلیسی آشنایی کامل دارند .
یکی از اهداف ما این است که خیلی از آموزش ها باید به زبان انگلیسی باشد . خود من به این دلیل که فارغ التحصیل دانشگاه شیراز بودم به زبان انگلیسی مسلط هستم .
 در بخش چشم بیمارستان حضرت رسول (ص) در تهران برای اینکه بتوانیم این خلا را پر کنیم گفتیم همه دستیاران ما باید به زبان انگلیسی و کامپیوتر مسلط باشند و حتما یادداشت برداری آنها به زبان انگلیسی باشد،در کلاس ها به زبان انگلیسی صحبت کنند و مقالات را به زبان فارسی و هم انگلیسی ارائه دهند تا اجازه کار در بخش و فارغ التحصيلی به آنها داده شود .
این یکی از گام هایی بود که برداشته شد و واقعا هم موثر بود . الان فارغ التحصیلانی که داریم خیلی به زبان انگلیسی درمقایسه با قبل مسلط ترهستند .
**** یعنی چشم پزشکان ما مشکلی برای شرکت در کنگره بین المللی ندارند ؟
درصد قابل توجه ای از چشم پزشکان ما خیلی با زبان انگلیسی راحت نیستند.زبان اصلی کنگره های بین المللی چشم پزشکی که سالانه برگزار می کنیم انگلیسی است ولی تعداد زیادی از حاضران تقاضا می کنند که اگر کسی اصراربر استفاده از زبان انگلیسی ندارد به زبان فارسی صحبت شود که یک اصل گذاشته ایم که اگر در جلسه سخنرانی شخصی باشد که فارسی متوجه نمی شود.
حتما باید کنفرانس به زبان انگلیسی برگزار شود . البته بسیاری از چشم پزشکان ما تقاضا دارند کنگره های ما به زبان فارسی باشد.
**** شنیده شده است که برخی مهمانان خارجی کنگره های چشم پزشکی به همین دلیل در ایران حضور پیدا نمی کنند آیا این مسئله به جایگاه علمی  ایران ضربه نمی زند ؟
هیات مدیره انجمن چشم پزشکی مصوب کرده که کنگره باید به زبان انگلیسی باشد. از همه سخنران ها می خواهیم که همه اسلاید هایشان به زبان انگلیسی تهیه و خودشان هم برای بیان مقاله خود بر زبان انگلیسی مسلط باشند .
ولی عرض کردم که در سالنی که همه حاضران به زبان فارسی هستند اگر ارائه مقالات و سخنرانی ها به زبان فارسی باشد اشکالی ندارد البته اگر مدعوخارجی داشته باشیم همه سخنرانی ها و مقالات به زبان انگلیسی ارائه می شود.
** چه تعداد چشم پزشک در ایران داریم ؟
هزار و پانصد نفر
**در همه استان های و شهرستانها کشور چشم پزشک داریم ؟
بله در همه استانها داریم .در اکثریت شهرستانها یی که جمعیت بالای سي تا چهل هزار نفر دارند چشم پزشک وجود دارد.
*** اشکالی که بعضا گفته می شود این است که تعرفه های چشم پزشکی در ایران خیلی بالا رفته و رشد کیفی دانشجویان کاهش پیدا کرده است . شما به عنوان استاد دانشگاه و مسئول انجمن این را تایید می کنید ؟
من قبول دارم وقتی چهار دانشجو در کلاس باشد استاد و دانشجو به راحتی می توانند با هم صحبت کنند ولی وقتی چهل نفر باشند ارتباطات کم خواهد شد به همین جهت این مشكل وجود دارد . ولی وقتی مقایسه می کنم با پزشکانی که ازهند و بنگلادش و پاکستان  برای کا ربه کشور می آمدند حتما بسیار بهترهستند و قابل مقایسه نیستند .
 در رابطه با چشم پزشکی  هم اصلا این را تایید نمی کنم. به نظر من کیفیت چشم پزشکی بسیار بالاتر رفته است .دستیاران امروزه بسیار بسیار آدم های به روزتر و آماده تر و بهتری هستند یعنی نسبت به گذشته كم ندارند.
***انجمن چشم پزشکی در چه تاریخی تشکیل شد ؟
انجمن چشم پزشکی ایران یکی از قدیمی ترین انجمن هاست که در آن زمان مرحوم پروفسور شمس آن را بر اساس الگویی كه از فرانسه بود ایجاد کرد .تقریبا 14یا15 سال قبل وزارت بهداشت اعلام کرد که باید انجمن علمی چشم پزشکی ایران ایجاد شود .
 بر این اساس در آن زمان من و چند نفر از همکارانم  که عضو هیئت مدیره انجمن چشم بودند  برای هیات مدیره انجمن علمی چشم پزشکی ایران انتخاب شدیم .
در آن موقع انجمن علمی چشم پزشکی را وزارت بهداشت ثبت کرد.یکی از باسابقه ترین انجمن ها ، انجمن چشم پزشکی ایران است که معمولا انتخابات آن هر سه سال یکبار انجام می شود و باید طبق رآی اکثریت هیئت مدیره انتخاب و بعد هیئت مدیره بین خودشان که هفت نفر هستند یک نفر رابه عنوان رئیس هیئت مدیره انتخاب کنند.
***اهداف این انجمن چیست؟
مهمترین هدف انجمن آموزش ، پژوهشی، بالا بردن سطح آگاهی جامعه چشم پزشکی و کل جامعه از نظر مسائل بهداشتی چشم پزشکی و دفاع از حقوق صنفی چشم پزشکان است.
***مشکلی که چشم پزشکان ایران با آن دست به گریبانند در همین حوزه چیست؟
واقعا هر روز یک مشکل خاصی است من تقریبا از سه سال قبل که رئیس هیئت مدیره شدم چالشی که داشتیم این بود که قرار بود تعرفه های چشم پزشکی را عوض کنیم.
 هدف از این کار این بود که تعرفه ها را پایین بیاورند که بین ما و وزارت بهداشت چالش بسیار بزرگی ایجاد شده بود. کارشناسان وزارت مطالبی اعلام کرده بودند  و خود خانم وزیر خیلی از عمق مسئله اطلاعی نداشتند .خوشبختانه وقتی با  خانم وزیر صحبت کردیم ایشان کار را متوقف کردند و دستور به اجرای همان تعرفه های سابق داده شد .
بعضی از آیتم ها که تعرفه هایشان پایین بود ترمیم شد.برای ا ینکه  به طور کلی مشکلات جامعه چشم پزشکی در این مورد حل شود .
پیشنهاد دادیم که  قیمت گذاری تعرفه ها را بومی سازی کنیم  یعنی کتابی را طبق مسائل فرهنگی ، عادات ، سنت و شرع خود تدوین کنیم . قیمت گذاری تعرفه های پزشکی هم اکنون براساس کتاب هایی انجام می شود که برای اروپا و آمریکا نوشته شده است .
***تعرفه ممکن است استان به استان تغییر کند؟
منظور از بومی سازی این است که این کتاب قیمت گذاری تعرفه ها که  برای جامعه اروپا و آمریکا طراحی شده بود  برای جامعه ایران با توجه به مسائل خاص کشور طراحی شود .
ممکن است در گام بعدی استانی هم بشود ولی فعلا ما می توانیم برای خود کشور طراحی اش را به نحو مطلوبی انجام دهیم. البته تعرفه همان تعرفه فعلی است. در بعضی موارد کمتر بوده و ترمیم شده است.
***شما فرمودید که از شاگردان دکتر خدادوست هستیداز آنجا که ایشان پدر چشم پزشکی ایران هستند و در دنیا حرف اول را می زنند می خواهم بدانم که دکترخدادوست چه جایگاه علمی دارند ؟
من یکی از افتخاراتم این است که شاگرد استاد خدادوست بودم . خیلی چیزها به من یاد دادند و در من نهادینه کرده اند .هم ایشان و هم دکتر اشرف زاده و دکتر ستایش خیلی چیزها به من یاد دادند .
 در زمان خود برای جامعه چشم پزشکی ایران نقطه عطفی بودند. ایشان الان هم اینجاست و هم آمریکا. تلاشم این است که هرساله از وجود ایشان در کنگره های چشم پزشکی استفاده کنیم واز نصایح و گفتار و توصیه هایشان کمال استفاده را داشته باشیم که برای همه چشم پزشکان شنیدنی و دل نشین است .
 در اردیبهشت ماه که کنگره چشم پزشکی در شیراز برگزار شده بود  خدمت ایشان رفتم و ضمن تشکر از خدمات شان به عنوان  یک شاگرد از ایشان دعوت کردم تا در کنگره تجلیل از خودش به همراه تعدادی از چشم پزشکان ایرانی که در آمریکا هستند شرکت کنند و از وجودشان استفاده کنیم .
ایشان یک بیمارستان خوبی در شیراز دارند که خوشبختانه یادبود خوبی را در آنجا گذاشته اند. علاقه خاصی که دکتر به شیراز داشت و هدفهایی که دنبال مي كرد خوب بود ولی من واقعا احساس می کنم بعضی وقتها به دلایل مختلفی حالا یا ایشان نتوانستند پیگیری کنند یا کارشکنی  شد و کار پیش نرفت.
زمانی که خودم در شیراز بودم و مسئول بیمارستان خلیلی بودم همه زمینه ها را ایجاد کردم که ایشان راحت تشریف بیاورند و از وجودشان هم من و هم بقیه اساتید استفاده کنند .
 وجود ایشان و نظر ایشان و ایده هایشان به درد ما می خورد و این پیشکسوتان کسانی بودند که به جامعه خدمت کردند و به گردن جامعه چشم پزشکی حق گرانی دارند.مرتبا در استان های مختلف کنگره هایی داریم که نزدیکترین کنگره ،سمیناریست که گروه چشم پزشکی بیمارستان حضرت رسول(ص)  آخر تیر ماه درمرکز پزشکی رازی برگزار می کنند . همچنین کنگره سالانه چشم پزشکان ایرانی که  در آخر آبان ماه امسال برگزار می شود .
اهداف این کنگره ها چیست؟
در مورد اختلاف نظر هايي كه در مورد چالش های چشم پزشکی وجود دارد بحث و تبادل نظر می شود .
***آقای دکتر خدادوست استاد شما هر سال 3ماه به ایران باز می گردند و بهم مردم شیراز خدمت می کنند، شما فرمودید که به مردم کهگيلویه و بویر احمد علاقه دارید آیا شما همین روش استاد را  برای ادا نذرتان  انجام خواهید داد؟ مثلا در سال یا ماه چند روز آنجا باشید و برای مردم استان خود وقت بگذارید؟
حقیقت اینست که استاد بین ایران و آمریکا ، ایران را انتخاب کردند، دوست دارم که من را به عنوان یک ایرانی بدانید و به عنوان یک ایرانی هر کجا که باشم و هر کجا که بتوان خدمت کنم با ارزش است.
در جامعه امروزی باید همه بدانیم که ایرانی هستیم و برای ایران تلاش می کنیم . برای هر گوشه ازایران فرقی نمی کندو چون من تا حالا باید نقش خود را در دانشگاه بازی می کردم و فعال می بودم نمی توانستم  مرتب به استانم بروم ولی امیدوارم بعد از بازنشستگی بتوانم خدمتی کنم .
پیام من برای هر ایرانی این است که برای آباد کردن ایران  همه چه ترک، چه لر و چه عرب و بلوچ تلاش کنیم. این خط ومرزها را بگزاریم بین خودمان نباشد فقط دور ایران باشد.


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
  • قالب پرشین بلاگ
  • قالب وبلاگ