X
تبلیغات

طراحی سایت

قالب وبلاگ

پایگاه فرهنگی لُرویر

طراحی سایت


پایگاه فرهنگی لُرویر
 
وب فرهنگی جامع اقوام لُر(لک،فیلی،ثلاثی،بختیاری،ممسنی،کهکیلویه و بویراحمدی)
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و سوم آذر 1389 توسط پایگاه فرهنگی لُرویر
آشنايي با وجه تسميه لرستان و شهرستانهاي آن

لرستان
لرستان در تاريخ 09/07/1352 به استان تبديل شد. استان لرستان يكي ازاستان هاي غربي كشور است كه از سمت شمال با استان هاي همدان و مركزي، از شرق با اصفهان، از جنوب با خوزستان و از غرب با كرمانشاه و ايلام همسايه است.بر اساس تقسيمات كشوري؛ در سال 1387 استان لرستان با مساحت 280640 كيلومتر مربع، جمعيت آن در سال ۱۳۸۶ بالغ بر ۱٫۸۲۸٫۳۳۴ نفر گزارش شده است . خرم آباد مركز استان و بروجرد، ديگر شهر بزرگ آن است. لرستان سرزميني كوهستاني است و غير از چند دشت محدود، سراسر آن را كوههاي زاگرس پوشانده است. اين منطقه، يكي از سكونتگاه هاي قديمي بشر است و مفرغ لرستان از شهرت باستان شناسي زيادي برخوردار است.لرستان همچنين نامي است كه بطور ضمني دربرگيرنده تمام مناطق لر نشين غرب و جنوب غربي ايران مي شود. منطقه لرستان در گذشته با نام هاي گوناگوني چون لر كوچك، پيشكوه و لرستان فيلي نيز شناخته مي شده است. لُر نام قومي ايراني است كه‌ در غرب و جنوب غربي كشور ايران زندگي مي‌كنند. زبان اين قوم لري است. زبان لري مانند فارسي از شاخه زبان‌هاي ايراني جنوب غربي است و از نزديك‌ترين زبان‌ها به فارسي به شمار مي‌آيد.
اصولاٌ واژه لر را براي اولين بار در نوشته هاي بعضي از مورخين و جغرافيانگاران قرن 4 هجري و بعد از آن مي بينيم كه اغلب به صورت اللريه ، لاريه ، بلاداللور و لوريه ضبط شده است. (التنبيه و الاشراف ، ص84-85 و تقويم البلدان ، ص356)
نخست طايفه اي از كردها به نام لريه يا لر در آنجا جاي داشتند .سپس آن نام به طايفه ديگر نيز سرايت كرد ، كوهستانهايي كه نشيمن آن طايفه بوده ، لرستان يا سرزمين لرها ناميده شد.(دايره المعارف سرزمين و مردم ايران ، ص178 و راهنماي شمال ايران ، ص116)
در زبده التواريخ آمده است كه وقوع ( اين اسم بر آن ) قوم ، بوجهي گويند از آن است كه در ولايت مانرود دهي است كه آن را كرد خوانند و در آن حدود بندي كه آنرا به زبان لري كول خوانند و در آن بند موضعي كه آنرا لر خوانند . چون در اصل ايشان از آن موضع برخاسته اند ، از آن سبب ايشان را لر گفته اند .
وجه دوم آنكه به زبان لري كوه پر درخت را لر گويند ، بكسره راء .با گذشت زمان آن را بضمه لام بدل كردند و لر گفته اند .
به طور كلي نظريات مربوط به وجه تسميه لرها را مي توان به سه گروه تقسيم كرد . اول اينكه برخي لرها را از نسل شخصي به نام لر دانسته اند . دوم اينكه واژه لر نسبت مكاني دارد كه آنهم به چند وجه است :
1- لر محلي بوده در ولايت مانرود يا مايرود كه جايگاه اوليه تبار لرها بوده است .
2- واژه لر مخفف اللور مي باشد كه آنهم نام شهري در شمال غربي دزفول يعني در حوالي انديمشك واقع بوده است .
3- برخي نيز كلمه لر را تحريف شده واژه لير و يا لر يعني كوههاي پوشيده از جنگل تعبير كرده اند.
استان لرستان داراي10 شهرستان با نام هاي اليگودرز، بروجرد،خرم آباد،دلفان،دورود، كوهدشت، ازنا،پل دخترو سلسله و دوره مي باشد. 

اليگودرز
بررسي‌هاي تاريخي نشان مي‌دهند پيش از شكل‌گيري شهر فعلي اليگودرز، در محل كنوني آن؛ شهري با همين نام وجود داشته كه به علل نامعلوم از بين رفته است. مردم اين ديار، مذهب شيعه قديم (علوي) داشته‌اند و خانقاه آن، مركز تعليمات ديني قزلباشان و درويشان بوده است. شاه اسماعيل صفوي در يكي از سفرهاي خود از اين خانقاه ديدن كرده است. در كوه‌ها و تپه‌هاي اليگودرز، آثاري از قبيل آجرهاي مكعب مستطيل و ظرف سفالي و فلزي مربوط به قرن هفتم هجري قمري به دست آمده است. شهرستان اليگودرز در تاريخ 17/12/1336 تاسيس گرديد ، از نظر جغرافيايي از غرب به شهرستان خرم آباد و از شمال غربي و شمال به دورود و ازنا ، از شمال شرقي و شرق به استانهاي مركزي و اصفهان و از جنوب شرقي به استان چهارمحال و از جنوب و جنوب غربي به استان خوزستان محدود مي شود.چنين به نظر مي رسد كه نام " اليگودرز" از خاندان " آل – ال –الي""گودرز" ، از نسل پادشاهان گودرز نام اشكاني كه در اين ناحيه حكومت داشته اند اخذ شده باشد. در تاريخ ايران پس از اسلام نيز "آل نوبخت " خود را از نژاد گيو پسر گودرز ، پهلوان شاهنامه دانسته اند . عده اي از مردم محل نيز نام اليگودرز را ماخوذ از " علي بن گودرز" كه در اين منطقه حكومت داشته دانسته كه به مرور زمان "علي گودرز" به الگودرز" تبديل شده است. (وجه تسميه شهرهاي ايران ، ص110- سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح ، فرهنگ جغرافيايي ، گلپايگان ، جلد 59 . ص20) 

ازنا
شهرستان ازنا در تاريخ 06/09/1373 تبديل به شهرستان گرديده است . اين شهرستان از شمال با استان مركزي ، از غرب با شهرستان دورود و از غرب و جنوب با شهرستان اليگودرز همسايه مي باشد .در آثار تاريخي و جغرافيايي از آن به نامهاي: ازن ، ازنا، ازناوه و ازناو ياد شده است . حمدالله مستوفي در نزهه القلوب در شرح ايالت عراق عجم ، علاوه بر از ناوه از آن به نامهاي ارباوه ، ارماوه و ارناده نيز ياد كرده است . ( مستوفي . حمدالله مستوفي ، همان كتاب ،ص69)
از آنجا كه در روزگار باستان همواره فرهنگهاي بزرگ در كنار رودهاي پرخير و بركت تمركز مي يافتند و پيوسته پيوند بين فرهنگهاي نخستين و مساله آب در زمينهاي مساعد وجود داشته است ، بعضي بر اين باورند كه از ديرباز نام برخي از روستاها و شهرها با آب و روش بهره برداري از آن ، بستگي داشته است . از اين رو " ازناو " كه اندك اندك ازنا شده است از دو پاره " از" حرف اضافه است و به گفته ابراهيم دهگان با يكي از گويشهاي ايراني شايد به معني عدد يا صفت باشد و "ناو" به معني دره اي است كه رودي از ميان آن بگذرد و يا رودخانه اي كه از ميان دشت و يا دو كوه بگذرد تشكيل شده است . ( لغت نامه دهخدا ، جلد 47،ص280)
جزء اول كلمه كه " از " مي باشد معنايش به درستي ، روشن نيست و مثل اينكه اين لغت با يكي از الحان پارسي يا گويشهاي ايراني به معني عدد يا صفت باشد." ناو" در لغت پارسي و اصطلاح محلي ، چوبي را گويند كه وسط آن را خالي كرده و به صورت شيار و ناودان درآورده و براي گذراندن آب از مسير آبي ديگر قرار مي دهند و از طريق اين ناو از جاري شدن آب زياد به زمين ديگر خوداري مي كنند يا اينكه چوب و يا سنگي را سه و يا شش شيار مي زنند كه هر شيار و قسمت را يك ناو مي گويند. 

بروجرد
شهرستان بروجرد در سال 19/10/1316 تاسيس شد . اين شهرستان از شمال و شمال غربي به استان همدان ، از جنوب و جنوب غربي به شهرستان خرم‌آباد از شمال غربي به شهرستان نهاوند ، از جنوب شرقي به شهرستان دورود و از شرق و شمال شرقي به استان اراك محدود مي‌شود . بروجرد در گويش لري ( وروگرد) و در لهجه محلي بروجردي ( ورويرد) ناميده مي‌شود . دربارة وجه تسميه اين شهر به بروجرد روايات زير ذكر شده است .
ــ زماني كه يزدگرد سوم در جنگ نهاوند از اعراب مسلمان شكست خورد ، سپاهيانش متواري و دوباره در محل بروجرد ( براوگرد ) جمع مي‌شوند . بدين مناسبت آنجا را ( بروگرد) ناميدند كه پس از معرب شدن ( بروجرد) شده است .
ــ بروجرد تغيير يافته ( ويروگرد) است . ( ويرو) يكي از حكام اشكاني بوده و اين محل را او ساخته است .
ــ بروجرد را از بناهاي فيروز‌ ساساني مي‌دانند و كلمه بروجرد تصحيف ( فيروزگرد) يا( پيروزگرد) است كه اين كلمه به واسطة كثرت استعمال به ( بروجرد)تبديل شده است .
ــ بروجرد در اصل ( براوگرد) بوده ، زيرا به علت وجود آتشكده و يا سرسبزي جلگة ، مردم در اين سرزمين( گرد) آمده‌اند و كم‌كم اين كلمه از كثرت استعمال ،( بروجرد) شده است . پس در مجموع به معني شهر ميوه مي‌باشد . زيرا در اطراف آن ميوه و باغات فراواني وجود دارد و بعداً كلمه ( بروگرد) تبديل به ( بروجرد) شده است .
تاريخ و جغرافيانگاران ، نام بروجرد را به صورتهاي گوناگون ، به شرح زير نگاشته‌اند: اُرُجِرد ، اُرُگِرد ، اُرُذكَرد ، اُروگِرد ، ، بَروكرد ، بَروگِرد ، بِروگِرد ، بكاگرد ، بوك‌گرد ، پيروزه گِرد ، فُروجِرد ، فُلوُگِرد ، فيروزه‌گرد وَرگرد ، وَروجِرد ، وَروگِرد ، وِروگِرد ، وِلوگرد ، ووري‌ِ‌يرد ، ويروگرد ، يزدجرد ، يزدگرد .
رضاقلي‌خان هدايت در انجمن آراي ناصري ، اصل نام اين شهر را ( پيروزگرد‌) دانسته ، مي‌گويد : ( شهري است از بناهاي خسروپرويز … اكنون به بروجرد شهرت دارد .) مولانا بروجردي،نويسندة كتاب تاريخ بروجرد نيز چند گونه نامگذاري براي نام بروجرد نگاشته و همة آنها را درست ندانسته و مي‌نويسد : ( بروجرد در اصل بَراُوگِرد بوده ، زيرا كه به علت وجود آتشكده و يا سرسبزي جلگه ، مردم در اين سرزمين گرد آمده‌اند و كم‌كم اين كلمه از كثرت استعمال بروجرد شده است .)

پل دختر
شهرستان پل دختر در تاريخ 06/09/1373 تاسيس شد. پلدختر در 123 كيلومتري جنوب خرم آباد قرار دارد .
در نيم كيلومتري شمال پل دختر پلي مخروبه ، عظيم و استوار از زمان ساسانيان به جاي مانده است كه نام آن " پل دختر"
مي باشد . بناهاي منسوب به دختر مربوط به آناهيتا عهد باستان است . بعيد نيست " آناهيتا" يا " ناهيد" ستاره مورد احترام اين ناحيه
بوده باشد.

خرم‌آباد
شهرستان خرم آباد در سال 19/10/1316 تاسيس شد . و حدوداٌ در مركز استان لرستان در بين شهرستانهاي سلسله و بروجرد در شمال ، درود و اليگودرز در شرق و جنوب شرقي ، كوهدشت و پلدختر در غرب و جنوب غربي و استان خوزستان در جنوب قرار گرفته است. خرم‌آباد از روزگاران كهن تاكنون خالي دالو ، سيماش ، سيماشكي ، شاپور خواست ، سابور خواست ، خرم‌آباد فيلي ، كليد خوزستان و خرم‌آباد ناميده شده است . با پيشينة تاريخي چندين هزار ساله‌اي كه دارد ، يكي از شهرهاي كهن ايران به شمار رفت و در گذر تاريخ ، دستخوش دگرگونيهاي زيادي بوده است ، خاستگاه نخستين شهر ، خاي دالو بوده كه در نوشته‌هاي آشوري از آن ياد شده و از شهرهاي مهم كشور ايلام بوده و در بسياري از تاريخ اروپايي ، خاي‌دالو را با خرم‌آباد يكي دانسته‌اند .(ساكي ، علي محمد، جغرافياي تاريخي و تاريخ لرستان ، ص 94)
واژة خرم‌آباد از دو جزء ( خرم‌)به معني شاد ، شادمان ، خندان و زنده‌ و ( آباد) به معني داي ، معمور و برپا تشكيل شده است . آباد به صورت پسوند در آخر نامهاي مكان درآيد به معني بنا شدة مثلاً اتابك خورشيد .( فرهنگ فارسي معين ، جلد اول ، ص 5 و 1413 )
چون اين شهر در جلگة بسيار با صفا و زيبايي‌ بنا شده كه داراي باغ و بستان ، سرسبز و خرم‌ و چشمه‌سارهاي آب گوارا ، … بنا شده است ، به آن خرم‌آباد گفته‌اند.تا سالها پيش اين شهر را ( خرم‌آباد فيلي) مي ناميدند .( مصاحب ، غلامحسين . دايره‌المعارف فارسي ، جلد اول ، ص 891 )

دورود
شهرستان دورود در تاريخ 26/04/1368 تاسيس شده است . دورود از شمال با استان مركزي و شرق با شهرستان ازنا ، جنوب با اليگودرز ، غرب خرم آباد و شمال غربي با شهرستان بروجرد همسايه مي باشد . از دير باز نام بنگله ، بين النهرين ، بحرين ، دروداد، دروذ و دورود خوانده شده است .در گذشته اين منطقه بين تلاقي دو رودخانه تيره و ماربره كه به ترتيب از كوههاي گرو (گري) بروجرد و اشترانكوه اليگودرز سرچشمه مي گيرند ، ساخته شده است و به همين جهت به دورود سرشناس شده است . نام اصلي و نخستين آن بنگله بوده و سپس به بين النهرين به معني بين دو رود و بحرين به معناي دو رودخانه تبديل شده است .حمدالله مستوفي از آن به نامهاي دروداد، دروذ، و دورود ياد كرده است .از زمان ايجاد ايستگاه راه آهن در اين محل ، نام دورود را كه فارسي بحرين است بر آن نهاده اند .(سازمان جغرافيايي وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح . فرهنگ جغرافيايي خرم آباد . جلد 58 . ص282)

دلفان
شهرستان دلفان در تاريخ 14/01/1368 به شهرستان تبديل گرديد.دلفان يا دلفو در شمال غربي استان لرستان قرار دارد .و از اطراف از شمال شرقي و شرق به استان همدان ، از جنوب شرقي و جنوب به شهرستانهاي سلسله و خرم آباد و كوهدشت و از جنوب غربي و غرب به استانهاي ايلام و كرمانشاه محدود مي شود. در مورد وجه تسميه نام آن روايات زير را ذكر كرده اند :
- يكي از خاندان عرب "دلفي" ، در اين ناحيه حكومت داشته است .
- عده اي از مردم منطقه در اسارت اعراب بوده اند و به ميان طايفه " دلفي" فرستاده شده اند كه پس از مدتي به ايران فرار كرده و در هنگام استقرار در اين محل نام " دلفو" يا " دلفان " را بر منطقه گذاشته اند .
- دلفان نام مردي بوده نهاوندي الاصل ، كه در جنگي اسير گشته و پس از فرار از زندان به لرستان پناهنده شده و به تدريج ، اين ناحيه را از " اميرغضنفر طرهاني " خريداري كرده است .
در گويش محلي دلفو گفته مي شود ، چون الف و نون آخر اسامي فارسي در گويش لري بدل به صداي "و" شده ولي در مكاتبات اداري دلفان مي نويسند.

سلسله
شهرستان سلسله در تاريخ 06/09/1373 تاسيس گرديده است . سلسله از شمال با استان همدان ، از جنوب با شهرستان خرم آباد ، از غرب با شهرستان دلفان و از شرق با شهرستان بروجرد همسايه مي باشد.الشتر ( اليشتر- آلشتر) حاصلخيز و سرسبز با آب و هوايي خوش در شمال لرستان قرار گرفته است در مورد وجه تسميه نام آن روايان زير ذكر شده است :
- سابقا" آن را (آل اشتر) مي ناميدند . در اطراف آن آثار و علائمي از تمدن گذشته به دست آمده است و در پشت قلعه دولتي " الشتر" آثار خرابه آل اشتر ديده مي شد.
- برخي (ال) را حرف تعريف و اصل كلمه را اشتر نام نهاده اند.

كوهدشت
آبادي كوهدشت اندك اندك رو به توسعه نهاد و مركز دهستان شد ، سپس به همراه طرحان در تاريخ 14/01/1368 به شهرستاني تبديل شد ، كه نام شهرستان و مركز آن را كوهدشت خواندند . كوهدشت از شمال با دلفان ، از شرق با خرم اباد و از جنوب شرقي با شهرستان پلدختر و از جنوب شرقي و شرق با استان ايلام همسايه مي باشد.
واژه كوهدشت در بعضي كتابهاي مسالك و ممالك " كورشت " و يا " كوذشت" آمده است. بعضي ها دليل نامگذاري كوه دشت را قرار گرفتن آن در دشتي محصور بين كوهها دانسته اند . ناحيه طرهان و دهستان كوهدشت از نقاط تاريخي لرستان است و مهد تمدن قوم كاسيت بوده است . طبق شواهد موجود و مدارك تاريخي ، كوهدشت پيش از اسلام و تا سده هاي نخستين اسلامي از مراكز مهم فرهنگ بوده و آباديهاي زيادي در پيرامون آن وجود داشته است. (سازمان جغرافيايي وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح . فرهنگ جغرافيايي كوهدشت . جلد 78 . ص400)

دوره
شهرستان دوره در تاريخ 2/10/1386 به مركزيت شهر سراب دوره تاسيس گرديده است. در خصوص وجه تسميه اين شهرستان اطلاعات زيادي در دست نمي باشد فقط مي توان اينگونه بيان كرد كه در گذشته هاي دور لرستان داراي سراب هاي متعددي جهت استفاده مردم بوده است و بدليل دور بودن از مركز شهرستان به سراب دوره معروف شده است و از آنجايي كه طايفه چگيني از طوايف قديم آن مكان بوده اند از نام دوره چگيني براي اين شهرستان استفاده شده است. اين شهرستان داراي سراب هاي معروف ديگري نيز مي باشد كه بعنوان مراكز ديدني هم مي توان نام برد همچون : سراب رفت خان ، چاه ضحاك ، سراب كيوان ، سراب نيلوفر و پيرشمس الدين.


تهيه كننده : روح انگيز گلي

منبع:پورتال وزارت کشور


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
  • قالب پرشین بلاگ
  • قالب وبلاگ